<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جامعه شناسی شهری</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/</link>
<description>urban sociology</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 23 Nov 2009 17:36:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گردهمایی وکنگره بین المللی توسعه پایداری شهری </title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;SPAN id=ctl00_CPHLeft_RPTNews_ctl01_LBLNewsSummary&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#800080&gt;گردهمایی وکنگره بین المللی توسعه پایداری شهری با رویکردی به توسعه فضای شهری&lt;/FONT&gt; در شهر قزوین مورخ 12.11و13 آذرماه برگزار می شود .برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به سایت &lt;FONT color=#800080&gt;www.usicongress.org&lt;/FONT&gt; مراجعه فرمایید.&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 17:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نشست آذر ماه گروه شهرِ انجمن جامعه شناسي ايران </title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به قرار اطلاع روز دوشنبه دوم آذرماه 1388 دومين نشست گروه شهر انجمن در سال تحصيلي جديد تحت عنوان : &lt;FONT color=#660033&gt;&lt;STRONG&gt;كارگاه پژوهشي ِ تجديد حيات دو محلة تهران&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; در سالن كنفرانس انجمن جامعه شناسي در محل دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاهِ تهران واقع در پل گيشا در بزرگراه شهيد گمنام برگذار خواهد شد . اين نشست در واقع يك كارگاه پژوهشي است كه در آن دوتن از شهرسازان با سابقة كشور گزارش  دو تجربة مهم از بهسازي محله هاي قديمي و فرسودة تهران را ارائه خواهند كرد .خانم دكتر گيتي اعتماد دربارة تجربة بازسازي محلة بريانك و آقاي مهندس سهراب سروشياني در باب بهسازي محلة سيروس سخنراني خواهند كرد و پس از آن بحث و گفتگو ونقد ، طبق روال هميشگي برقرار خواهد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 06:06:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نشست هاي گروه تخصصي شهر انجمن جامعه شناسي </title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://iranurbanstudies.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;برنامة نشست هاي گروه تخصصي شهر انجمن جامعه شناسي ايران در سال تحصيلي89-1388&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 08:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نشست سينما، فرهنگ،وشهـــر</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نشست سينما، فرهنگ،وشهـــر درگروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران به مديریت دكترمهر آيين برگزار مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اين نشست دو سخنراني به شرح زير ارائه خواهد شد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;تهران به روايت سينما  : دكتر علي مرادي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660066&gt;سينما رَوي در ايران: دكتر پرويز اجلالي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;زمان :&lt;/FONT&gt; دوشنبه چهارم آبان 1388 ، ساعت 5/4 پس از ظهر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;مکان :&lt;/FONT&gt; بزرگراه جلال آل احمد، زير پل گيشا ، دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ، سالن كنفرانس انجمن جامعه شناسي&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 08:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آشنایی با اسلواکی</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Article_Description&quot; id=&quot;ctl00_ph1_ctl01_View_Description&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;جمهوری اسلواکی کشوری در اروپای مرکزی است که تا دهه ۹۰ در کنار کشور چک، کشور چکسلواکی را تشکیل می‌داد.&lt;br /&gt;اسلواکی با جمهوری چک، اوکراین، لهستان، مجارستان و اتریش همسایه است.&lt;br /&gt;اسلواکی سرزمینی نیمه کوهستانی است. کوه‌های آن در شرق و شمال و قسمتی از غرب کشور واقع شده‌اند. آب و هوای آن معتدل و مرطوب است.&lt;br /&gt;قوم اسلواک در قرن پنج و شش میلادی در این منطقه ساکن شدند. در سال‌های بین دو جنگ جهانی، چکسلواکی همواره در داخل از طرف اقلیت‌های آلمانی و مجاری متشنج بود.&lt;br /&gt;این تشنجات سرانجام منجر شد که آلمان ناحیه سودت، مجارستان ناحیه سلوواکی و لهستان ناحیه تشن از این کشور را تصرف کنند.&lt;br /&gt;در سال ۱۹۴۵ با سقوط پراگ عملیات نظامی در طی جنگ دوم جهانی در چکسلواکی پایان یافت و این کشور با به دست آوردن نواحی سودت، تشن و سلواکی و از دست دادن ناحیه روتنیا دوباره وحدت خود را به دست آورد.&lt;br /&gt;در سال ۱۹۴۶ پس از انتخابات پارلمانی، حزب کمونیست بر سایر رقبا برتری یافت و از آن زمان سیاست خارجی چکسلواکی متمایل به روسیه شد.&lt;br /&gt;در سال ۱۹۹۳ کشور چکسلواکی با توافق دو طرفه به دو کشور چک و اسلواکی تقسیم شد. اسلواکی عضو اتحادیه اروپا، پیمان آتلانتیک شمالی و سازمان تجارت جهانی است.&lt;br /&gt;‌● سیاست در اسلواکی&lt;br /&gt;دموکراسی در چکسلواکی بر پایه مجلس استوار شده است. آخرین انتخابات مجلس در این کشور در سال ۲۰۰۶ برگزار شد. انتخابات ریاست جمهوری هم در سال ۲۰۰۴ برگزار شد و طی آن ایوان گاسپاروویچ به این سمت انتخاب شد.&lt;br /&gt;رئیس جمهور رئیس حکوکت است و با رای مستقیم مردم برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شود. اما بیشتر قدرت اجرایی کشور در دست نخست‌وزیر است.&lt;br /&gt;نخست‌وزیر در اسلواکی رئیس دولت است و برکابینه نظارت می‌کند. دوره نخست وزیری چهار ساله است و معمولاً نخست وزیر، رئیس حزب برنده در انتخابات مجلس ملی است.&lt;br /&gt;مجلس اسلواکی ۱۵۰ کرسی دارد که نمایندگان آن برای دوره‌ای چهار ساله انتخاب می‌شوند.&lt;br /&gt;● اقتصاد در اسلواکی&lt;br /&gt;تولید ناخالص داخلی اسلواکی ۱۰۷.۶ میلیارد دلار است. دو میلیون و ۶۶۱ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند و نرخ بیکاری در آن ۸.۶ درصد است.&lt;br /&gt;نرخ تورم در اسلواکی ۲.۷ درصد است و ۲۱ درصد از مردم آن زیرخط فقر زندگی می‌کنند.&lt;br /&gt;محصولات صادراتی این کشور شامل ماشین‌آلات و تجهیزات الکترونیک، وسایل نقلیه، مواد فلزی، مواد شیمیایی و معدنی و مواد پلاستیکی است که به کشورهای آلمان (۲۳.۶ درصد)، جمهوری چک (۱۸.۲ درصد)، روسیه (۱۱ درصد)، مجارستان (۶ درصد)، اتریش (۵.۵ درصد)، لهستان (۴.۹ درصد) و ایتالیا (۴.۴ درصد) صادر می‌شود.&lt;br /&gt;محصولات وارداتی آن شامل ماشین‌آلات و تجهیزات حمل و نقل، محصولات مختلف کارخانه‌ای، سوخت و مواد شیمیایی است که از کشورهای آلمان (۲۳.۶ درصد)، جمهوری چک (۱۸.۲ درصد)، روسیه (۱۱ درصد)، مجارستان (۶ درصد)، اتریش (۵.۵ درصد)، لهستان (۴.۹ درصد) و ایتالیا (۴.۴ درصد) وارد می‌شود.&lt;br /&gt;● مردم اسلواکی&lt;br /&gt;جمعیت این کشور پنج میلیون و ۴۴۷ هزار و ۵۰۲ نفر است که میانگین سنی آنها ۳۶.۱ سال است.&lt;br /&gt;امید به زندگی در بدو تولد برای زنان ۷۹.۱۱ سال و برای مردان ۷۱ سال است. بر اساس آمارهای سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰۰ نفر در این کشور به بیماری ایدز مبتلا بودند.&lt;br /&gt;۸۵.۸ درصد از مردم این کشور از نژاد اسلواک، ۹.۷ درصد مجار، ۱.۷ درصد کولی هستند. اغلب مردم این کشور مسیحی هستند و ۶۸.۹ درصد آنها پیرو کلیسای رم.&lt;br /&gt;۹۹.۷ درصد از جمعیت بالای ۱۵ آن باسواد هستند. زبان رسمی این کشور اسلواکی است.&lt;br /&gt;● ارتباطات در اسلواکی&lt;br /&gt;همه روزنامه‌ها در کشور اسلواکی خصوصی هستند و بیش از ۲۰ شبکه رادیویی خصوصی در آن فعال است. تلویزیون دولتی این کشور در سال‌های اخیر اغلب مخاطبانش را به شبکه‌های خصوصی تلویزیونی باخته است.&lt;br /&gt;همچنین مردم این کشور به تماشای شبکه‌های تلویزیونی کشورهای همسایه به ویژه جمهوری چک و مجارستان هم می‌نشینند.&lt;br /&gt;یک میلیون و ۱۶۷ هزار خط تلفن ثابت در این کشور وجود دارد و ۴.۸۹۳ میلیون خط تلفن همراه.&lt;br /&gt;اسلواکی ۸۲۱ هزار و ۸۱۶ میزبان اینترنتی و دو میلیون و ۲۵۶ هزار کاربر اینترنتی دارد.&lt;br /&gt;● اسلواکی در یک نگاه&lt;br /&gt;▪ مساحت ۴۸،۸۴۵ کیلومتر مربع&lt;br /&gt;▪ جمعیت ۵،۴۴۷،۵۰۲ نفر&lt;br /&gt;▪ پایتخت براتیسلاوا&lt;br /&gt;▪ واحد پول کرون اسلواکی&lt;br /&gt;▪ دامنه اینترنتی sk.&lt;br /&gt;▪ پیش‌شماره ۴۲۱+&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 08:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهر ايراني </title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.fasleno.com/archives/001217.php&quot;&gt;شهر ايراني از نگاه دكتر پيران &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زماني كه نگاه نگران و انديشه ي لرزان انسان ايراني در پي سركردگي شهر فرنگ ، معطوف پاي تا زانو در گل از راه پيشرفت مانده و عامل عقب ماندگي خود شد، دست به گرداندن كليد در قفل معما گونه اي برد و در دروازه اي را گشود و به جبر پاي در راهي نهاد، كه آن، همانا مداقه در تبار و پيچ در پيچي تاريخ سرزمين و انديشه خود بود، كه در كدامين يك از تنگه هاي خطير تاريخ ، به خطا رفته و اينك ، مانده از راه درازي است كه فرنگيان پيش تر به سر سلامتي از سر گذرانده اند و او مانده ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مطالعه ي تاريخ نه انتخاب كه اجباري اساسي است در شناخت و كشف چگونگي پيچ و تاب هاي تاريخي در انعكاس وضع موجود و واکاوی شعور جمعي در پس نظام باورها و ريشه يابي آن در نيروهاي اجتماعي موثر و استنتاج قوانين و تحولات تاريخي اين محدوده ي تاريخي معين براي ترسيم اجزاي به هم پيوسته ي ساختار تاريخ اجتماعي كه به درك ذهن و ناخوآگاه فرهنگي ايراني مي انجامد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران، كه مباني و مقدمات نظري خود را از دل تاريخ ايران مي جويد، ابتدا در واكنشي به ديگر نظريات تبيين كننده ي تاريخ جامعه ي ايران و در نگاهي انتقادي به آنها ساخته و پرداخته شد. و با روش شناسي متاثر از مكتب تاريخ نگاري آنال فرانسه[1]، در همپوشاني علم و فلسفه و تاريخ و در يك تحليل سه سطحي، سعي در دست يابي به ابعاد زندگي انسان ايراني دارد و در ضمن ميكوشد از آفت تاريخ نويسي ايراني كه همانا درباري بودن آن است فاصله بگيرد و تصويري مطابق با واقعيت ارائه دهد.، در همپوشاني علم و فلسفه و تاريخ و در يك تحليل سه سطحي، سعي در دست يابي به ابعاد زندگي انسان ايراني دارد و در ضمن ميكوشد از آفت تاريخ نويسي ايراني كه همانا درباري بودن آن است فاصله بگيرد و تصويري مطابق با واقعيت ارائه دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دكتر پرويز پيران[2]، بر پايه ي شناخت پيشينه ي شهر در ايران، پژوهشي به نام (شهر شناسي در ايران، تحليل محتواي ممنابع و متون گذشته ) را آغاز كردند كه از دل آنها سه نظريه ي مهم فراهم آمد[3]:::، بر پايه ي شناخت پيشينه ي شهر در ايران، پژوهشي به نام (شهر شناسي در ايران، تحليل محتواي ممنابع و متون گذشته ) را آغاز كردند كه از دل آنها سه نظريه ي مهم فراهم آمد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;_نظريه راهبرد و سياست سرزميني جامعه ي ايران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;_ضرورت تاكيد بر نظريه ي آبادي به جاي شهر در ايران، خاور ميانه و دنياي اسلام&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;_ضرورت تفكيك مقياس شهري و مقياس ابنيه ي منفرد و رابطه ي اين دو با وجود شهروند، عرصه ي عمومي يا مشاع شهروندي و فقدان آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چهارچوب نظري تدقيق شده از تحليل محتواي اين سيصد متن تاريخي، در تقابل با ديگر نظريات تحليل كننده تاريخ ايران- همچون پاتريمونياليزم، استبداد شرقي، شيوه ي توليد آسيايي، نظريه ي دوره بندي اروپاي قاره اي و ... - علاوه بر پذيرفتن بعضي از مقدمات نظري آنها ، با در پيش گرفتن نگاهي انتقادي به ابهامات و علامت سوال هايي جواب ميدهد كه نظريات پيشين از پاسخ بدان ها وامانده و يا در تقابل با ديدگاه هاي جديد قدرت نوزایی خود در جواب به آنها را از دست داده اند و يا اينكه اساسا در تحليل خود به خطا رفته اند. « نظريه ي پاتريمونياليزم ( پدرشاهي) كه به نظر من اصلا در مورد ايران موضوعيت ندارد. دوستان و كساني كه اين نظريه را براي ايران به كار بستند، توجه نكردند كه اساسا پاتريمونياليزم بر پايه ي دو جريان حقوقي بين آزادان شهروند شکل گرفته ... . بحث رابطه ي كفيل و مورد كفالت است. اما در مورد ايران ، درست است كه رابطه ي حاكم و محكوم از جهتي شبيه رابطه ي كفالتي است ، اما پايه هاي حقوقي روم و پروسي در ايران ديده نميشود.[4] » وي در مورد شيوه ي توليد آسيايي به مرحوم بهار استناد ميكند و استدلال ميكند كه « در ايران مبناي شكل گيري نظام متمركز وجود ندارد و جز يكي دو مورد- آن هم در حاشيه - كشاورزي ايران متكي بر دیم بوده است. از طرف ديگر ، متاثر از الگوهاي غربي،  كشاورزي - در مقابل تجارت - پر اهميت تر جلوه داده شده است، غافل از آن كه تجارت يكي از مهمترين بنيان هاي زندگي در ايران بوده است.»[5] » وي در مورد شيوه ي توليد آسيايي به مرحوم بهار استناد ميكند و استدلال ميكند كه « در ايران مبناي شكل گيري نظام متمركز وجود ندارد و جز يكي دو مورد- آن هم در حاشيه - كشاورزي ايران متكي بر دیم بوده است. از طرف ديگر ، متاثر از الگوهاي غربي،  كشاورزي - در مقابل تجارت - پر اهميت تر جلوه داده شده است، غافل از آن كه تجارت يكي از مهمترين بنيان هاي زندگي در ايران بوده است.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پيران به سه بنيان اساسي در تاريخ ايران اشاره ميكند: يك جانشيني، يك جا نانشيني ، موقعيت ژئواستراتژيك فلات ايران.« جامعه ي ايلي كه جامعه اي بسيار منسجم و در ستيز با طبيعت در خشك سالي ادواري با نابودي مواجه ميشود. چنين جامعه اي با عصبیت ابن خلدوني- يعني انسجام دروني- و پيروي محض افراد ايل از نظام خانواري با روابط خوني و رهبري ايل، اولين كاري كه براي حفظ خود انجام ميدهند اين است كه دائما بر مناطق يك جانشيني حمله ميكنند.»[6]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محدوديت منابع آب در فلات ايران باعث پخشايش جمعيت در فضاهاي جغرافيايي شده كه باعث پيدايي دهها هزار روستاي پراكنده ، كم عده ، ناتوان در نظام معيشتي و ... ميشود و به اين ترتيب مناطق روستايي كه به علت پخشايش، قدرت دفاعي خود را از دست داده اند، در تقابل با ايلات در معرض ناامني و نابودي قرار مي گيرند . موقعيت ژئواستراتژيك فلات ايران كه پيوند دهنده ي شرق به غرب بوده است و سه شاه راه حياتي روزگار- تا قبل از كشف آمريكا- از ايران مي گذشته نيز عامل عمده اي براي برانگيختن اقوام مهاجم براي بدست گرفتن اين منطقه بوده است؛ كه در اين ميان ، حكومت هاي محلي را وا ميداشته تا به زور شمشير و عوايد كمر شكن ماليات، امنيت راه هاي تجاري را بر قرار سازند... از اين رو « عامل ناامني ، نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي[7] را به اين موضوع ميكشانده است كه از تمايل منطقي افراد به گذر از قدرت اقتصادي به كسب قدرت سياسي ، چشم پوشي كنند. لذا در تحليل نهايي تجار شهري ترجيح ميدهند كه استبداد را بپذيرند به شرط آنكه امنيت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... اين سه نيرو [ ايلات، روستا، تجارت] با يك توافق نانوشته ، نظام استبدادي را بازتوليد ميكنند.»[8] به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم  جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.»[9] به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم  جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.» به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم  جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.» را به اين موضوع ميكشانده است كه از تمايل منطقي افراد به گذر از قدرت اقتصادي به كسب قدرت سياسي ، چشم پوشي كنند. لذا در تحليل نهايي تجار شهري ترجيح ميدهند كه استبداد را بپذيرند به شرط آنكه امنيت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... اين سه نيرو [ ايلات، روستا، تجارت] با يك توافق نانوشته ، نظام استبدادي را بازتوليد ميكنند.» به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم  جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، ‌رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين دوگانه ي متضاد زندگي ايراني در كنار فرهنگ هاي قومي و قبيله اي و آن سه عامل پايه اي در تحليل ساختار اجتماعي ايران، برآمد فرهنگ ايراني را شكل ميدهد. اين چنين فرهنگي مردم ايران را وا مي داشته تا در قالب شورش ها ، قيام ها ، انقلاب ها و جنبش هاي اجتماعي و در بزنگاه پيروزي ،‌براي امنيت خود و راه هاي حياتي سرزمين اش به باز توليد همان الگوهاي حكومتي پيشين - استبداد- دست بزند. اين باز توليد نظام حكومتي استبدادي ، علي رغم اين كه امنيت را براي آنان  به ارمغان مي آورده ، اما خود نيز عاملي ميشد براي سركوب دائمي آزادي و قدرت خلاقانه ي انديشه ي مردم و معلق نگه داشتن آنها در ترس و اضطرابي - نه ويرانگر بلكه- دائمي. از اين رو هنگام مطالعه ي سه عرصه ي زير بنايي در مفهوم شهر، آشكارا ميبينيم كه عرصه ي حكومتي در تزايد دائم، عرصه ي عمومي را تحليل ميبرد و عرصه ي خصوصي را به حداقل خود فرو مي كاهد. از اين رو شاهد تبديل سه عرصه ي خصوصي ، عمومي و حكومتي به عرصه ي امن و عرصه ي خصم خواهيم بود. نيز ، آن دوگانگي الگوي فرهنگي در اين جا به صورت مشاركت جويي و نامشاركت جويي بروز مي يابد. «در عرصه ي خانوادگي ، عشيره اي ، قبيله اي و مذهبي بسيار مشاركت جو بوده اما در عرصه هاي نظامي ، مدني ، رسمي و عمومي، شديدا نامشاركت جو و خودخواه هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اين جامعه البته كسي صاحب حقوق به دنيا نمي آيد ، هويت از دريچه ي فرد تعريف نميشود. از دريچه ي روابط قومي-خوني تعريف ميشود. شهروند به وجود نميآيد.»[10] تحت چنين شرايطي انسان ايراني سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حكومت به اندرون و چهار ديواري امن خود فرو ميكند و اين ميشود كه فقدان احساس تعلق به عرصه ي عمومي در كنار هويتي كه در آن زندگي خارج از خانواده ، عشيره و ايل، معنايي ندارد؛ مشاركت و مشاركت آزادانه، آنچنان كه از ملزومات كاميونيتي ميباشد ،در زندگي او وجود پيدا نكند و فضاي زندگي او به شهر تبديل نشود. «هويت او در ماي خانوادگي ، کلان ، عشيره و قبيله مستحيل ميشود و جز به عنوان ايمان آورنده و عضوي از اعضاي امت، موجوديتي قائم به خود پيدا نميكند»[11]... تحت چنين شرايطي انسان ايراني سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حكومت به اندرون و چهار ديواري امن خود فرو ميكند و اين ميشود كه فقدان احساس تعلق به عرصه ي عمومي در كنار هويتي كه در آن زندگي خارج از خانواده ، عشيره و ايل، معنايي ندارد؛ مشاركت و مشاركت آزادانه، آنچنان كه از ملزومات كاميونيتي ميباشد ،در زندگي او وجود پيدا نكند و فضاي زندگي او به شهر تبديل نشود. «هويت او در ماي خانوادگي ، کلان ، عشيره و قبيله مستحيل ميشود و جز به عنوان ايمان آورنده و عضوي از اعضاي امت، موجوديتي قائم به خود پيدا نميكند».&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; دوگانگي شاه و رعيت، در كنار مشاركت درون گروهي( و نه بدون گروهي) اقوام، ايلات، و گروه هاي فرقه اي (كه البته فاقد تصور كيفيتي كالبدي، فضايي از مكان ميباشد) نيز مانع پيدايي مفهومي حتي نظير كاميونيتي در پيشينه ي مفهومي ذهن ايراني ميشود. شاهد مثال آنكه حتي « در تحليل نهايي [ اين] قدرت سياسي- نظامي متمركز، كه عمدتا ماهيتي ايلاتي دارد [است كه] پادزهر شرايطي بر مراتب استفبار تر محسوب ميشده و اين، رمز درك ديالكتيك تمركز و عدم تمركز و باز توليد زورمداري براي قرن ها در ايران است.»[12]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدين گونه است كه مفهوم كاميونيتي به عنوان مبناي نظريه شهر در تاريخ جامعه ي ايران واقعيت عيني پيدا نميكند.« از طرف ديگر، مقياس شهري بنا بر متون و منابع طراحي و برنامه ريزي شده زماني حاكم ميشود كه كليت شهر به عنوان كلي وحدت يافته ، يكجا ديده ميشود و در اين ميان، از نظر كالبدي سه عرصه ي حكومتي، عرصه ي مشاع متعلق به ساكنان و عرصه ي خصوصي يا خانه ي مسكوني در اين كل وحدت يافته از قواعد خاص خود تبعيت ميكنند.»[13] البته بماند كه اين مقايسه اي نارواست ميان تجربه ي متفاوت شرق در فضاهاي  زيستي- اجتماعي با ساختار فضايي شهر آنچنان كه در غرب تعريف شده است. اما  نكته اينجاست ،عواملي كه وجود نظريه ي شهر، آنچنان كه شهر غربي وابسته به آن ميباشد، در فلات ايران موجوديت پيدا نكرد. عواملي كه در ذهنيت شهروند غربي ، دركي متفاوت از فضاي جغرافيايي مي آفريند و براي كاميونيتي هويتي مستقل و متفاوت از محدوده ي خصوصي و حكومتي مي آفريند و آن را بر پايه اي از احساس تعلق به آن بنا مينهد. البته بماند كه اين مقايسه اي نارواست ميان تجربه ي متفاوت شرق در فضاهاي  زيستي- اجتماعي با ساختار فضايي شهر آنچنان كه در غرب تعريف شده است. اما  نكته اينجاست ،عواملي كه وجود نظريه ي شهر، آنچنان كه شهر غربي وابسته به آن ميباشد، در فلات ايران موجوديت پيدا نكرد. عواملي كه در ذهنيت شهروند غربي ، دركي متفاوت از فضاي جغرافيايي مي آفريند و براي كاميونيتي هويتي مستقل و متفاوت از محدوده ي خصوصي و حكومتي مي آفريند و آن را بر پايه اي از احساس تعلق به آن بنا مينهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ديالكتيك دائمي بين آزادي و استبداد و به طبع آن بين تمركز و عدم تمركز ، فرايندي بود كه تجسم فضاي كاميونيتي در تاريخ ايران را غير ممكن ميساخته است و چنان هويتي را شكل و انساجم نمي بخشيد. چنان كه پژوهش ها نشان ميدهند، معياري  نظامي- سياسي يعني همان عامل موجده شهر ، مبناي تقسيم بندي شهر از ناشهر ميباشد. عاملي كه همواره نقض كننده ي مشاركت آزاد و تحليل برنده ي فضاي عمومي جامعه است. « و بنابر اين مفهوم پوليس در تاريخ ما موضوعيت ندارد....از سوي ديگر هيچ مقوله ي جوهري ديگري ليكن متفاوت از مفهوم كاميونيتي نيز نمي يابيم كه جوهري شهر باشد و بنياد تدوين نظريه ي شهر به حساب آيد . بلكه ... آنچه جوهري است و پژوهش شهر شناسي نشان ميدهد، وجود طيفي است كه بدان طيف آبادي نام مينهيم ، تمام سكونتگاه ها به اين طريق در جايي آرميده اند و آباد را در مقابل ناآباد ، معطل و رها شده مطرح ميسازد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;[14]&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از اين رو آنچه اهميت جوهري مي يابد ، آباد در مقابل نا آباد است و اين عامل كه اساس زندگي در گستره ي جغرافيايي ايران مي شود، ديگر وجوه متمايز كننده ي شهر از نا شهر را كمرنگ و عرضي مي سازد. و تمامي امور را به حكومت وامي گذارد . و اينچنين تناقضي مشهود در درون كالبد شهر ايراني ، متاثر از و به سياق همان دوگانگي هستي ايراني ، هويدا مي شود.« ساختمان هاي حكومتي، ديني ، نظامي كه معمولا بر پايه ي معيار هاي زمان خود و در عالم مقايسه آراسته نگهداري شده و تا حدودي مستحكم اند. و ساير ساختمان ها كه بخش اعظم آنها مسكوني اند، نامستحكم، تنگ و باريك بنا شده از خشت و زمخت و نا زيبا و گاه بيغوله مانند اند. »[15]   ساختمان ها و بنا هاي حكومتي منحصر به فرد نظامي يا ديني كه اگر از گستره ي فضايي شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هيچ تفاوت اساسي از روستاها ي اطرافش نخواهد داشت. اين گونه است كه شاهد تك بناهايي از لحاظ استحكام و معماري عالي خواهيم بود كه بر پيكره ي روستايي بي غواره و نا موزون روييده اند و حذف آنها از بافت شهري تشخيص تمايز شهر از روستا را مشكل مي سازد. اينجاست كه « مي توان از دو مقياس در كنار هم ياد كرد. مقياس شهري و مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد. مقياس دوم ، مقياس حاكم بر سكونتگاه هاي سرزمين ما بوده است. مقياسي كه وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام از يك سو و غرب از سويي ديگر است... چنين مقياسي محصول شرايط جامعه اي است كه بر ناامني نهادي شده روييده است و در مقاطعي با قدرتي استبدادي به امنيت- در مقابل نيروهاي بيگانه- رسيده ليكن به دليل استبداد ، با اضطرابي دائمي روزگار مي گذراند. ... از اين رو در مقياس تك بنا بر خلاف نظريه ي شهر شاهد مجموعه اي از حصار هاي پيراموني شهر و پيچ در پيچي بافت شهر هستيم كه سر به درون دارند و الگويي درون گرا كه محصول فشار رو به تزايد عرصه ي عمومي و تقليل عرصه ي خصوصي مي باشد را به تدريج شكل مي دهد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;[16]   ساختمان ها و بنا هاي حكومتي منحصر به فرد نظامي يا ديني كه اگر از گستره ي فضايي شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هيچ تفاوت اساسي از روستاها ي اطرافش نخواهد داشت. اين گونه است كه شاهد تك بناهايي از لحاظ استحكام و معماري عالي خواهيم بود كه بر پيكره ي روستايي بي غواره و نا موزون روييده اند و حذف آنها از بافت شهري تشخيص تمايز شهر از روستا را مشكل مي سازد. اينجاست كه « مي توان از دو مقياس در كنار هم ياد كرد. مقياس شهري و مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد. مقياس دوم ، مقياس حاكم بر سكونتگاه هاي سرزمين ما بوده است. مقياسي كه وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام از يك سو و غرب از سويي ديگر است... چنين مقياسي محصول شرايط جامعه اي است كه بر ناامني نهادي شده روييده است و در مقاطعي با قدرتي استبدادي به امنيت- در مقابل نيروهاي بيگانه- رسيده ليكن به دليل استبداد ، با اضطرابي دائمي روزگار مي گذراند. ... از اين رو در مقياس تك بنا بر خلاف نظريه ي شهر شاهد مجموعه اي از حصار هاي پيراموني شهر و پيچ در پيچي بافت شهر هستيم كه سر به درون دارند و الگويي درون گرا كه محصول فشار رو به تزايد عرصه ي عمومي و تقليل عرصه ي خصوصي مي باشد را به تدريج شكل مي دهد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مقدمات و مواد تاريخي كه تا به حال ذكر آنها رفت، نتيجه ي بيست سال تحقيق و پژوهش و تحليل محتواي بيش از سيصد متن تاريخي است.(حال اينكه نگارنده ي اين نوشتار، در توصيف و بيان جنبه اي از چنان پژوهشي چقدر موفق بوده و آيا توانسته حق مطلب را ادا كند، حرف و سخني ديگر است... .) &lt;B&gt;نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران ، نظريه ي آبادي جانشين شهر و نظريه ي مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد به عنوان وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر&lt;/B&gt; در جهان اسلام به ويژه در ايران برآمد مطالعه ي تطبيقي- تاريخي در بستر جغرافيايي انساني است . پژوهشي كه بر اساس سه سطح تحليل كلان ، ميانه و خرد، به مطالعه ي كليت ساختار اجتماعي ، نهادها و ساختارهاي مياني و روانشناسي مردم ايران در طول تاريخ مي پردازد. نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران علاوه بر همپوشاني با ديگر نظريات در زمينه ي تاريخ ايران و بر جسته ساختن نقاط قوت آنها به طرح مسائلي مي پردازد كه در سايه ي غفلت ديگر نظريات، مانده يا در مواجه با آنها توانايي پاسخ گويي نداشتند و در تحليل خود به خطا رفته اند. نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران كه به عنوان برآمدي از ديگر نظريات تاريخ ايران محسوب مي شود، در سه سطح تحليل به واكاوي جنبه ها ي متفاوتي از زندگي فرد ايراني مي پردازد.( در اين نوشتار البته مهلت اشاره اي هرچند گذرا به سطح تحليلي خرد و روانشناسي جمعي ذهن ايراني نشد. براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه مراجعه كنيد به فصلنامه ي انديشه ي ايرانشهر سال دوم شماره ي ششم. زمستان 1384 .) شايان ذكر است اگرچه در چهارچوب مفهومي نظريه ، تحليل نهادهايي چون آموزش ، هنر و مذهب امكان پذير مي شود، اما جاي هنوز خالي مانده ي آنها مشهود است. لكن بايد پذيرفت اين كه اين پژوهش هنوز به پايان خود نزديك نشده است و اگر زمان و مكان و عاجل ِ حاضر، اجازت دهد، دكتر پرويز پيران و شاگردانش به تفضيل بدانها خواهند رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;--------------------------------------------- &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;[1].(Annual)آنال نام مجله اي بود كه در سال 1929 در فرانسه آغاز به كار كرد . ديدگاه اين مجله كه بعد ها به نام مكتب آنال معروف شود ، تلاش براي دست يابي به مرحله اي پيشرو يعني مرحله ي تركيبي يا سنتز ِ وحدت نظريه و روش در كارعلمي بود. نگاه آنها متوجه نارسايي هاي مخربي بود كه حاصل از جدايي بين تاريخ نگاري و علوم اجتماعي و تفرقه بين مورخين با تخصص هاي گوناگون ايجاد شده بود. هانري بر ، مارك بلاك(بلاخ) ، فرنان برودل از سردمداران اين مكتب محسوب مي شوند. براي مطالعه ي بيشتر رجوع كنيد به كتاب سرمايه داري و حيات مادي اثر فرنان برودل و مقدمه ي پرويز پيران بر آن كتاب. (اين كتاب توسط آقاي بهزاد دهباشي ترجمه شده و نشر ني آن را در سال 1372 به چاپ رسانده است.) &lt;BR&gt;[2] parviz &lt;BR&gt;[3]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - &quot;حرف و حديث شكل گيري پژوهش شهر شناسي ايران &quot; – ص 15 &lt;BR&gt;[4]. مريم ياسري- جستارهاي شهر سازي ، شماره ي دوازده &quot; نظريه شهر در ايران، سخنراني دكتر پرويز پيران در خانه ي هنرمندان &quot; - ص 118 &lt;BR&gt;[5]. همان. ص 119 &lt;BR&gt;[6]. نشريه ي جامعه ي نو، شماره ي 19 &quot; به كجا ميرويم؟ گفت و گو با پرويز پيران &quot; &lt;BR&gt;[7] پيران از عبارت نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي به جاي مفهوم طبقه در تاريخ ايران صحبت مي كند . و استدلال ميكند كه به دليل باز توليد نظام استبدادي ، انكشاف طبقاتي در تاريخ ايران اتفاق نيافتادست. &lt;BR&gt;[8]. همان &lt;BR&gt;[9]. چشم انداز ايران ،آبان و آذر85 - &quot;هويت ملي جامعه ي ايران گفت و گو با پرويز پيران&quot; ص 15 &lt;BR&gt;[10].نشريه ي جامعه ي نو، شماره ي 19 &quot; به كجا ميرويم؟ گفت و گو با پرويز پيران &quot; &lt;BR&gt;[11].پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - &quot; نظريه آبادي جانشين نظريه شهر&quot; ص 85 &lt;BR&gt;[12].همان ،ص 83 &lt;BR&gt;[13]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 –&quot; نظريه راهبرد و سياست سرزميني جامعه ي ايران &lt;BR&gt;[14]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - &quot; نظريه آبادي جانشين نظريه شهر&quot; ص 78 &lt;BR&gt;[15]. همان ص 86 &lt;BR&gt;[16]. همان ص 90 &lt;BR&gt;مفاهيم به كار رفته در اين نوشتار: &lt;BR&gt;شهر،آبادي ،هويت دوگانه ،ايلات ،قوم مداري ،زورمندمداري ،شهروند مداري ،امنيت ،استبداد ،كاميونيتي&lt;BR&gt;(Community)،ابنيه منفرد،ژئوپولتيك (Geopolitics) ، ژئواستراتژيك (Geostrategic )&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 04:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زيگورات چغازنبيل؛ تبلور معماری مقدس</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;TR&gt;&lt;TD class=detailimgalign align=&quot;center&quot; colspan=&quot;2&quot;&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: rgb(128,0,0)&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.seemorgh.com/culture/DeskTopModules/icontent2/showfile.aspx?type=1&amp;id=21091&apos;, &apos;test89&apos;, &apos;scrollbars&apos; );&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/culture/desktopmodules/icontent2/showimage.aspx?id=21091&amp;t=y&amp;w=300&amp;h=200&amp;type=1&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: rgb(128,0,0)&quot;&gt;زیگورات چیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;در میان معابد و بناهای دنیای باستان، زیگورات‌ها (یا زیقورات‌ها) یکی از شگفت‌انگیزترین آثار برجای مانده هستند که در منطقه &lt;STRONG&gt;میان‌رودان&lt;/STRONG&gt; یا بین‌النهرین و همچنین در داخل ا&lt;STRONG&gt;یران&lt;/STRONG&gt; امروزی قرار گرفته اند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; عظمت این ساختمان‌ها و ساختار معماری آنها، همیشه برای انسان امروزی عجیب و رمزآلود بوده است.  فلسفه پیدایش زیگورات‌ها ریشه واژه زیگورات به واژه‌ی &quot;زیقوره&quot; در زبان&lt;STRONG&gt; آکدی&lt;/STRONG&gt; (Akkadi)، یکی از زبان‌های بین‌النهرینی باز می‌گردد و به معنای &lt;STRONG&gt;بلند و برافراشته ساختن&lt;/STRONG&gt; است. زیگورات‌ها، ساختمان‌ها و معابد پلکانی شکلی هستند که مانند هرم، هر طبقه‌ی بالایی نسبت به طبقه پایین‌تر از خود مساحت کمتری دارد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; بر روی وجوه این هرم‌های بزرگ، پله‌هایی برای رسیدن به آخرین طبقه وجود دارد. در آخرین طبقه بعضی از زیگورات‌ها، ساختمان مکعب شکلی وجود داشته که احتمالا محل برگزاری نیایش بوده است. حدس و گمان‌های مختلفی در مورد فلسفه وجودی این معابد عظیم وجود دارد. رایج‌ترین تصور در مورد زیگورات آن است که این معابد در حقیقت پلکانی بزرگ برای &lt;STRONG&gt;رسیدن به خدا&lt;/STRONG&gt; یا خدایان مورد پرستش مردمان آن شهر بوده‌اند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; پله‌ای در ابعاد غیر قابل تصور که از یک‌سو انسان از آن بالا می‌رفته و از سوی دیگر خدا از آن پایین می‌آمده تا در آخرین طبقه و آنجایی که معبد قرار داشته انسان و خدا یکدیگر را ملاقات کنند. با این حال زیگورات محلی برای نیایش‌های عمومی ‌نبوده بلکه خانه‌ای برای خدایان بوده است و معمولا افرادی خاص مانند کاهن‌ها یا پادشاه می‌توانستند از آن صعود کنند. زیگورات‌ها ساختمان‌های توپر آجری و خشتی هستند و درون خالی نیستند بلکه هر طبقه تا پایین و روی زمین ادامه دارد.&lt;BR&gt; در شهرهای میان‌رودان، &lt;STRONG&gt;زیگورات&lt;/STRONG&gt; بزرگترین و مشخص‌ترین ساختمان آن شهر بوده است. ارتفاع بعضی از این ساختمان‌ها به بیش از چهل متر نیز می‌رسیده است. معمولن این معابد در میان سایر معابد و ساختمان‌های مقدس دیگر ساخته می‌شدند و یک مجموعه به هم پیوسته را تشکیل می‌دادند.  حدسیات دیگری نیز در مورد زیگورات مطرح است. برخی بر این باورند که ساختن این کوه‌های عظیم خشتی در دشت‌های جنوبی ایران و منطقه میان رودهای دجله و فرات، که منطقه‌ای است بدون پستی و بلندی، یادآور کوه‌های سر به فلک کشیده فلات ایران است.&lt;BR&gt; شاید سازندگان زیگورات‌ها، دلتنگی و یا خاطره قومی‌ خود را از کوه‌های مقدس داخل فلات ایران که می‌توانسته خاستگاه و سرزمین اصلی آنان باشد، با ساختن این قله‌های بلند آجری نشان داده‌اند. هر چه که هست، زیگورات نشان دهنده محترم و مقدس بودن ارتفاع و بلندی در ذهن سازندگان آن است. نخستین نمونه‌های شناخته زیگورات را مربوط به پنج هزار سال پیش می‌دانند. یکی از قدیمی‌ترین زیگورات‌های کشف شده، &lt;STRONG&gt;زیگورات شهر &quot;اور&quot;&lt;/STRONG&gt; (Ur) در عراق امروزی است.&lt;BR&gt; و حتما می‌دانید که شهر اور با توجه به روایات کتاب مقدس یا تورات، به احتمال، زادگاه حضرت ابراهیم بوده است. قدمت زیگورات شهر اور(Ur) را در حدود چهار هزار و صد سال برآورد می‌کنند. بابل، پیوند زمین و بهشت اما شاید یکی از مشهورترین زیگورات‌های تاریخ، همان &lt;STRONG&gt;برج بابل&lt;/STRONG&gt; (Babylon) باشد. البته صد در صد مشخص نیست که برج افسانه‌ای بابل با زیگورات اِتمنانکی (Etemenanki) شهر بابل باستان که هم اکنون بخش‌هایی از آن باقی مانده، انطباق داشته باشد. کلمه اتمنانکی (Etemenanki) به معنای &lt;STRONG&gt;پیوند زمین با آسمان و یا بهشت&lt;/STRONG&gt; است.&lt;BR&gt; همان طور که در افسانه‌ها آمده، برج بابل نیز به قصد رسیدن و دست یافتن به آسمانها و بهشت ساخته شد. از این معبد هفت طبقه، ویرانه‌های اندکی بر جای مانده است. در حدود سی زیگورات در منطقه میان‌رودان و فلات ایران شناسایی شده است. از این میان برخی را با قطعیت زیگورات می‌دانند و برخی دیگر را از روی متون ادبی، مذهبی و تاریخی بر جای مانده به حدس و گمان شناسایی می‌کنند. زیگورات‌های ایران از این میان، بین چهار تا پنج زیگورات در داخل ایران قرار دارد: زیگورات &lt;STRONG&gt;سیلک کاشان&lt;/STRONG&gt; (Sialk)، &lt;STRONG&gt;زیگورات چغازنبیل&lt;/STRONG&gt; (Chogha Zanbil)، و &lt;STRONG&gt;زیگورات‌های ده نو و جیرفت&lt;/STRONG&gt;.&lt;BR&gt; قدمت گذاری زیگورات &lt;STRONG&gt;سیلک کاشان&lt;/STRONG&gt; با اختلاف نظرهای فراوانی روبه‌روست. عده ای از باستان‌شناسان از جمله دکتر صادق ملک شهمیرزادی آن را مربوط به ۴۵٠٠ تا ۴٩٠٠ سال پیش می‌دانند و عده ای دیگر آن را حداکثر به هزاره اول پیش از میلاد نسبت می‌دهند. &lt;STRONG&gt;زیگورات چغازنبیل&lt;/STRONG&gt; در خوزستان ایران، بزرگترین معبد برجای مانده از این‌گونه است. به تازگی در نزدیکی چغازنبیل، در محوطه‌های هفت تپه و ده نو، تپه‌های دیگری کشف شده‌اند که احتمال می‌رود زیگورات‌های دیگری باشند. معابد پلکانی شکلی که به آنها زیقورات یا زیگورات می‌گفتند، یکی از مهم‌ترین بناهای دوران باستان در میان‌رودان و فلات ایران بوده است که همچنان تلاش برای شناخت دقیق‌تر و تاثیرشان بر دوره‌های بعدی در جریان است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: rgb(128,0,0)&quot;&gt;چغازنبیل بزرگترین اثر معماری تمدن ایلامی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;چُغازَنبیل نیایشگاهی است باستانی که در زمان ایلامیها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است. چغازنبیل بخش به‌جا مانده از شهر دوراونتش است.&lt;BR&gt;این سازه در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای‌ گرفت.&lt;BR&gt;چغازنبیل در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان جای ‌گرفته ‌است. این سازه در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه می‌باشد.&lt;BR&gt;این نیایشگاه توسط &lt;STRONG&gt;اونتاش گال&lt;/STRONG&gt; (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد &lt;STRONG&gt;اینشوشیناک،&lt;/STRONG&gt; نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.&lt;BR&gt;مکان جغرافیایی زیگورات (معبد هرمی‌شکل چند طبقه) چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه می‌باشد. (در محور اصلی شوش به اهواز) بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده است. &lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;«چغازنبیل»&lt;/STRONG&gt; که نام باستانی این بنا بشمار می‌آید، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه &lt;STRONG&gt;چُغا&lt;/STRONG&gt; (به معنای تپه در زبان لری) و &lt;STRONG&gt;زنبیل&lt;/STRONG&gt; است که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستانشناسان به&lt;STRONG&gt; دور-اونتَش&lt;/STRONG&gt; معروف است که به معنای دژِ اونتش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفع‌ترین بخش آن است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; بلندی آغازین این بنا ۵۲ متر در قالب ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها دو طبقه و نیم از آن باقی مانده است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقاً بین شوشتر و شوش و جنوب شهر دزفول در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجاد زیگورات شهرهای دزفول (روناش) و شوش و شوشتر هر سه وجود داشته‌اند. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده است. و در حمله سپاه خونریز&lt;STRONG&gt; آشور بانیپال&lt;/STRONG&gt; به همراه تمدن عیلامی‌ ویران گردید. قرنهای متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست &lt;STRONG&gt;رومن گیرشمن&lt;/STRONG&gt; فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است.&lt;BR&gt;بناهای شهر از خشت و آجر ساخته شده‌اند و با وجود قدمت بسیار هنوز بخش زیادی از آنها بر جای مانده‌اند. در نمای بناهای موجود در محوطه چغازنبیل آجرهای كتیبه‌داری با خطوط میخی ایلامی ‌و اَكَدی به كار رفته‌اند. این آجرها روی بدنه‌های ذیقورات به فاصله هر ده رج تكرار ‌شده است. در این آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه این بنا چگونه و به چه منظوری ساخته شده است. به این ترتیب هزاران آجر ساده و کتیبه‌دار بناهای شهر را تزیین می‌کرده‌اند. علاوه بر این از آجرهای لعابدار، ملات قیر طبیعی، اندودهای گچی و گل میخ‌های سفالین استفاده زیادی شده است.&lt;BR&gt;درهای معابد و كاخ‌ها از چوب بوده كه با میله‌های شیشه‌یی تزیین می‌شده‌اند. طی حفاری‌های به عمل آمده قطعاتی از مجسمه‌های سفالین و لعابدار گاوهای نر که از دروازه‌های ورودی بنای ذیقورات محافظت می‌نمودند، به دست آمده‌اند. ظروف مختلف سفالی و سنگی، مهرهای استوانه‌یی، اشیای فلزی، پیکرک‌های سفالین و اشیای تزیینی از جمله دیگر آثار به دست آمده از این محوطه است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt; چغازنبیل جزوه معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. ضمناً در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی ‌شوش، چغازنبیل نامیده شده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;منبع :aftab.ir&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 May 2009 20:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیشابور</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;TR&gt;&lt;TD class=detailimgalign align=&quot;center&quot; colspan=&quot;2&quot;&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=detailimg&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;TABLE borderColor=#ffffff cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;36%&quot; align=center border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;               &lt;IMG onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.seemorgh.com/culture/DeskTopModules/icontent2/showfile.aspx?type=1&amp;id=17135&apos;, &apos;test89&apos;, &apos;scrollbars&apos; );&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/culture/desktopmodules/icontent2/showimage.aspx?id=17135&amp;t=y&amp;w=300&amp;h=200&amp;type=1&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;نیشابور را می‌توان &quot;مینی پایتخت فرهنگی&quot;، ایران لقب داد. شهری که غالبا آن را با عطار، خیام، کمال الملک و فضل بن شاذان و البته «قدمگاه» می شناسیم. اما جالب است بدانیم در کنار مفاخر و آثار باستانی متعدد این مرکز فرهنگی شرق ایران، جاذبه توریستی منحصر به فردی قرار دارد که از قضا ریشه در تاریخ معصر این منطقه دارد و علیرغم جذابیت منحصر به فرد و بی نظیرش متاسفانه تا حد زیادی ناشناخته مانده و حتی بسیاری از شهروندان نیشابوری نیز خود علیرغم کوتاهی مسیر تاکنون این اثر را مشاهده نکرده‌اند!. &lt;BR&gt;آیا تاکنون از نخستین و تنها مسجد چوبی دنیا شنیده‌اید؟! مسجد چوبی بخش عمده‌ای از مجتمع فرهنگی، سیاحتی و اقامتی موسم به دهکده چوبین نیشابور است که هر صاحب سلیقه‌ای را مجذوب به خود می نماید و استعداد بالقوه‌ای است که در صورت اندکی توجه و عنایت دست اندرکاران سازمان میراث فرهنگی نیشابور می‌تواند به فعلیت رسیده و توانایی جذب هزاران توریسم را دارد. &lt;BR&gt;ماهنامه بین المللی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی «جاده ابریشم» در صفحه 115ضمیمه شماره 57 خود، در مرداد 1382، از مسجد چوبی نیشابور، چنین نوشته است: &quot;مسجد چوبی&quot; برای اولین بار در سال 1325 با دیوارهای کاه‌گلی و سقف چوبی، با وسعت فعلی و در همین مکان بنا شد و در سال 1378 پس از مخروبه شدن مسجد اولیه، مسجد فعلی با شکل و شمایل جدید و با شیوه‌ای نوین در همان مکان احداث گشت. &lt;BR&gt;این مسجد اولین مسجد چوبی مقاوم در برابر زلزله در جهان و به وسعت200متر مربع و سقف آن به صورت شیروانی می‌باشد و دارای دو مناره هر کدام به ارتفاع 13متر از سطح زمین و وزن تقریبی 4تن می‌باشد و شکل ظاهری آن به صورت کشتی‌ای است که گویی بطور وارونه روی زمین قرار گرفته است. &lt;BR&gt;در مجموع 40تن چوب در بنای آن بکار برده شده و ساخت آن حدود دو سال به طول انجامیده است. &lt;BR&gt;سه درب ورود و خروج، و 5 پنجره در ساختمان بنا وجود دارد. اسکلت آن از نوع سازه‌های مقاوم در برابر زلزله و با ماندگاری طولانی و به شیوه Twobyfour یا Double ساخته شده است و آبدارخانه این مسجد، دارای کابینت‌ها، دیوارها و حتی سینی‌های چوبی است، کف و بخشی از دیوار آن به دلیل رعایت مسائل بهداشتی با کاشی و سرامیک پوشیده شده است. &lt;BR&gt;چوب‌های مختلفی از درختان مثمر و غیرمثمر هم در ساختمان و هم در تزئینات داخلی از قبیل کتیبه‌ها، محراب و ... به کار رفته است نظیر انواع کاج‌ها، اشن، سپیدار، گیلاس، گلابی، زبان گنجشک، گردو و توت. نورپردازی آن هارمونی ویژه‌ای از رنگ‌های شاد است که به شب‌های آن محوطه، جلوه خاصی بخشیده است». &lt;BR&gt;مسجد چوبی در فاصله 7 کیلومتری نیشابور بنا شده و سازنده آن فردی بنام مجتهدی می باشد. این مجتمع دارای موزه و کتابخانه، رستوران، فروشگاه،نانوایی، الاچیق‌های منحصر بفرد چوبی و سوئیت‌هایی است که دیدن آن تداعی کننده پیوند و امتداد هنرمندان حال نیشابوری با نسل گذشته فرهیخته خود می‌باشد.&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 20:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش تصویری از غار دیدنی &quot;شاپور&quot;</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;TR&gt;&lt;TD class=detailimgalign align=&quot;center&quot; colspan=&quot;2&quot;&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=detailimg&gt;
&lt;TABLE borderColor=#ffffff cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;36%&quot; align=center border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.seemorgh.com/culture/DeskTopModules/icontent2/showfile.aspx?type=1&amp;id=26668&apos;, &apos;test89&apos;, &apos;scrollbars&apos; );&quot; height=197 src=&quot;http://www.seemorgh.com/culture/desktopmodules/icontent2/showimage.aspx?id=26668&amp;t=y&amp;w=300&amp;h=200&amp;type=1&quot; width=288&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=justify&gt;در انتهای &lt;STRONG&gt;تنگه چوگان،&lt;/STRONG&gt; در سینه كوه و در ارتفاع حدود 800 متری از سطح زمین غار بزرگی وجود دارد كه قطر دهانه آن حدود 30 متر می‌باشد و به واسطه قرار گرفتن مجسمه شاپور بر دهانه آن به &lt;STRONG&gt;غار شاپور&lt;/STRONG&gt; معروف شده است. &lt;STRONG&gt;پرفسور گیرشمن&lt;/STRONG&gt; باستان شناس شهیر فرانسوی احتمال می‌دهد آرامگاه شاپور در این غار باشد. &lt;STRONG&gt;مجسمه شاپور&lt;/STRONG&gt; بر دهانه این غار، شاهكار پیكر تراشی ایران باستان است كه بعد از حدود 1700 سال هنوز با وجود وارد شدن آسیب های جدی به آن، باقی مانده است. این مجسمه تنها مجسمه سنگی بازمانده از دوران باستان است كه حدود 6 متر ارتفاع دارد. سنگ حجاری شده این مجسمه از سقف غار تا كف آن ادامه داشته و هنرمندان عصر ساسانی با تلاش و كوشش بسیار موفق به آفرینش این اثر هنری گردیده اند. این مجسمه كه در گذشته های بسیار دور و به احتمال در اثر زلزله واژگون گردیده بود، در سال 1336 هجری شمسی توسط ارتش ایران و بدون در نظر گرفتن اصول تعمیر كاری آثار باستانی، تعمیر و مرمت گردید كه همین امر باعث از بین رفتن ظرافت‌های هنری دربرخی از قسمت های مجسمه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center src_cetemp=&quot;/images/iContent/1387/L00954778633.jpg&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center src_cetemp=&quot;/images/iContent/1387/L00954778633.jpg&quot;&gt;&lt;IMG height=253 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/iContent/1387/L00954778641.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center src_cetemp=&quot;/images/iContent/1387/L00954778633.jpg&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); FONT-SIZE: 10pt; BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102); FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center src_cetemp=&quot;/images/iContent/1387/L00954778633.jpg&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;بقیه عکسها در ادامه مطلب&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 May 2009 21:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قلعه ای ناشناخته در جنوب کشور</title>
<link>http://urbansociology.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;TR&gt;&lt;TD class=detailimgalign align=&quot;center&quot; colspan=&quot;2&quot;&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=detailimg&gt;
&lt;TABLE borderColor=#ffffff cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;36%&quot; align=center border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG onclick=&quot;window.open(&apos;http://www.seemorgh.com/culture/DeskTopModules/icontent2/showfile.aspx?type=1&amp;id=12734&apos;, &apos;test89&apos;, &apos;scrollbars&apos; );&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/culture/desktopmodules/icontent2/showimage.aspx?id=12734&amp;t=y&amp;w=300&amp;h=200&amp;type=1&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;TR&gt;&lt;TD class=detailcontent colspan=&quot;2&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(102,102,102); BORDER-TOP: rgb(102,102,102); BORDER-LEFT: rgb(102,102,102); LINE-HEIGHT: 30px; BORDER-BOTTOM: rgb(102,102,102)&quot;&gt;
&lt;P style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;IMG height=260 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.seemorgh.com/images/nass1.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot; align=center&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;&lt;STRONG&gt;بقیه عکسها در ادامه مطلب&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 May 2009 20:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=urbansociology&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>urbansociology</dc:creator>
<guid>http://urbansociology.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
