مايكل هيم (Michael Heim ) در كتاب « متافيزيك وافعيت مجازي » (The Metaphysics of Virtual reality) مي پرسد : « آيا تمامي جهان سميوليك نيست؟ وجه تشايه و تمايز محيط مجازي و مصنوع چيست؟ آيا ساختمان هاي مجازي به راستي ساخنمان هستند؟ ».
بدون شک يکي از عناصر اساسي و مهم فضايي شهر مجازي توجة خاص به معماري اماکن گوناگون است. معماري که در پرتو فضاي ديجيتالي از قابليت هاي بي دليلي برخوردار است که ذهن فضا طلب معماران معاصر را به چالش مي کشاند. اما پيش از آنکه در مورد معماري شهر مجازي از نقطه نظر ترکيبات ساختماني سخن بگوييم ، بهتر است تا ابتدا مفهوم مکان را در معماري مورد بررسي قرار دهيم .
(مکان و معماري)
در معماري رايج، همه چيز مكان خاص خود را دارد. موقعيت خانهها، شرايط قرارگيري اتاقها و حتي مبلمان منزل هنگامي در محل خود هستند كه درهم ريخته نباشند. معماري كاربردي و نظريههاي مربوط به آن بر تعلق به مكان تأكيد دارند. در معماري شهري اروپاي مركزي شهرداري بايد در ميدان اصلي واقع شده باشد و ديگر اجزاء يك شهر مطابق با آن در مكانهاي خود قرار گيرند.ساختن يعني برقراري نظم و ترتيب. همه جا مكان عيني است و از جايي كه مكان آن شخصيت عيني خود را ندارد به وسيله معماري، موسيقي، شعر و خاطرات مكان عيني ساخته ميشود. بدين ترتيب معماري نيز ميتواند مكاني بيشكل را به مكاني منظم ارتقا دهد.هر مكان قابليتهاي خاص خود را دارد. انديشه مكان، يگانگي جسم و فضاست، همان گونه كه در تئاتر يوناني يگانگي زمان و مكان حكمفرماست. (تأكيد بر نظريه زيگفريد گيدئون در كتاب «فضا، زمان، معماري») ارزش اين انديشهها در تجربه رابطه بين جسم و فضاي عيني نمودار ميشود. بيمكاني در صوفيگري، بيمكاني در نيروانا و غرقه شدن در قصهها و فضاهاي جادويي، همة آنها براي آزادي جسم از مكان تلاش ميكنند. معماري كه تا پيش از اين به عنوان هنر فضاها تعريف ميشده و همانگونه كه گفته شد همواره در بند تجربيات فضاهاي عيني وابسته به جسم بود، به وسيله تعاريف جديد فضا كه وراي جسم هستند، كاملاً دگرگون ميشود. بعضي از معماران با اين نظريههاي آكادميك مدرن طراحي ميكنند. چنانچه گروه معماري كوپ هيمل بلاو ميگويد: «معماري در وراي فضا آغاز ميشود، يا معماري در جايي آغاز ميشود كه فضا پايان مييابد» منظور او اين است كه معماري معاصر (منطق بر زمان) از وراي تجربه جسمي متعارف فضايي انسان آغاز ميشود. واكنشهاي معماري معاصر نسبت به پيشرفتهاي علمي ميتواند سمت و سوي معماري آينده را تعيين كند. برخي از معماران انتخاب معيارهاي حاصل از بيمكاني مانند پويايي، قابليت انعطاف و تحرك داشتن را توصيه ميكنند.
معماري مجازي، معماري مکان نورد
معماري مجازي به مثابه طراحي مكان هاي كاربردي چندان شناخته شده نيست؛ اكثر مكانهاي مجازي، به شيوه اي متفاوت از طراحي معمول ساختمان ها، توسط برنامه سازان خلق ميشوند. در حاليكه معماري مجازي موجود، نيازهاي كاربران اينترنتي را برآورده مي سازد، وجود يك مكان مجازي خوب طراحي شده براي سازگاري با پيچيدگي در حال گسترش و خواسته هاي دنياي مجازي به يك ضرورت تبديل شده است. معماري مجازي به معناي بازنمايي الكترونيكي طراحي معماري است؛ پديده معماري مجازي مي تواند شامل دو هدف باشد: شبيه سازي معماري كالبدي يا خلق يك مكان مجازي كاربردي و شبيه سازي معماري كالبدي که براي تصوير سازي، اداراك و ارائه طرحهاي معماري بكار مي رود. ما امروزه شاهد حركت تدريجي و مداوم تصوير سازي ترسيمات و نقشه هاي روي كاغذ به تصوير سازي ديجيتال بر صفحه هاي نمايش كامپيوتر هستيم. هدف دوم معماري مجازي شامل طراحي و خلق مكانهاي مجازي از نظر سازماندهي عملكردي و بازنمايي الكترونيكي است. معمارها ساختمان ها را به منظور فراهم كردن مكانهايي براي زندگي، كار، تفريح و آموزش، طراحي مي كنند و چنين مكانهايي به عنوان ساختمانهايي با فضاهاي دروني مشخصي تجسم يافتهاند كه اين فضاها شامل اتاق، هال، تئاتر و… هستند. يك ايده در حال تكوين براي مكانهاي مجازي، فراهم كردن يك مكان الكترونيكي براي فعاليتهاي اجتماعي، كاري و آموزشي مردم است. استعاره ساختمانها و اتاقها مي تواند بازنگري شده و در مكانهاي مجازي بكار رود، كه شيوه مناسبي براي طراحي مكانهاي مجازي توسط معماران و ساخت آنها توسط برنامه سازان انجام مي گيرد. از آنجايي كه كاربران معماري مجازي در گستره اي فيزيكي فعاليت نمي کنند، توصيف هندسي فضا، ديگر مي تواند همان معناي ساختمان فيزيكي داشته باشد. البته موضوع بدان معنا نيست كه فضاي مجازي هيچ مفهومي ندارد، بلكه توصيفي معين از چارچوب اصلي و توپولوژي فضا ميتواند به جهت يابي و راهيابي مكان كمك كند، چه منظورمان يك اتاق باشد يا مجموعه اي از اتاقها يا بخش ديگري از يک مكان مشخص، که در اين امر تاثيري نخواهد داشت. هم چنين اين موضوع در چگونگي شكل دادن به محيط تاثير گذار است و بيانگر اينکه مكان و بخشهاي مختلف آن چگونه به نظر خواهد رسيد. با وجود اين، روند طراحي بايد فراهم كردن امكانات عملكردي را در اولويت قرار دهد؛ بدون اين امر، ما داراي فضايي كاربردي_عملکردي نخواهيم بود، در حالي كه اهمال و كم توجهي به توصيف هندسي اتاق در عملكرد آن تاثير گذار نيست. طراحي معماري در دنياهاي مجازي اينترنت از داستانهاي اژدها و پريان در دنياي مجازي تجسم يافته در متن گرفته، تا فعاليتهاي active worlds، ما شاهد دگرديسي تدريجي از محيط هاي اينترنتي توصيف شده توسط متن به مكانهاي مجازي هستيم كه در هندسه اي سه بعدي، همراه با اصوات و بافتها بيان مي شوند. رويكردهاي مختلفي در طراحي شكل گرفته كه هدف اغلب آنها فراهم كردن تعدادي پارامترها و اصول براي طراحان دنياي مجازي است؛ تا طراح كارا و موثري را در محيط اينترنتي تامين کند. در اين ميان، تعدادي رهيافتهاي متني و گرافيكي تعريف شدهاند. با بررسي دوباره جايگاه معماري مجازي دنبال شده با يك فرمولاسيون مختصر طراحي، بيانگر اهميت محصول و روند طرح معماري در طراحي دنياهاي مجازي است. اگر چه معماري مجازي به خاطر فرمها و مكانهاي خلق شده شناخته مي شود، ولي معناشناسي چنين مكان هايي بر پايه عملكرد آنها استوار است و جنبه هاي عملكرد گراي معماري كالبدي نيز مي تواند طراحي دنياهاي مجازي را تحت تاثير قرار دهد. «كليك» كردن در فضاهاي سايبر همچون حضور در گردشگاه هاي جديد معماري است. نظريه آرمان شهري ويليام ميشل ماهيت ماهوي، جدايي ناپذير و معمارانه فضاهاي سايبر را مطرح مي كند. بهر حال معماران مجبورند موضوع طراحي دنياي مجازي را جدي بگيرند. ولي فعلا ملاحظه مي كنيم كه برنامه نويسان و متخصصان علوم كامپيوتر اكثر مكانهاي مجازي را طراحي مي كنند و در بسياري موارد اين مكانها تا اندازه اي كه بتواند خواسته هاي افراد را حداقل در كوتاه مدت برآورده سازند، عملكردي هستند. اگر چه ممكن است راه حلهاي منحصر بفرد پيش بيني شده براي موارد خاص مناسب ترين باشد، بخصوص هنگامي كه كاربران «داراي» سهمي از فضاي اينترنتي باشند كه ميزبان محصولات آنهاست (فضاي ديسك در سرور وب)، در دراز مدت و در مقياس جهاني، بايستي مشكلات مربوط به سازمان خود و دسترسي را تحمل كند. برخي از مشهورترين مكانهاي مجازي اغلب بصورت فضاهاي اينترنتي درك مي شوند تا فضايي بعنوان يك مكان گفتگو در نت، که اغلب بعنوان يك تك پنجره ديالوگ موجود رفتار مي شود تا اينكه بعنوان اتاقي با ويژگيها و كيفياتي که بتواند فضاي سه بعدي مشخصي را از نمايش دهد. واقعيت مجازي اين روزها، در عرصه معماري جايگاهي طبيعي پيدا كرده است؛ از بازسازي ساختمانهاي باستاني گرفته تا خلق صحنههاي بديع در فيلم و تئاتر. در لسآنجلس، Visualization Portal نوعي موزه مجازي است كه راهي را براي سفر به زمانهاي گذشته باز كرده است. يك نمايشگر عريض 250 اينچي با صداهاي پيراموني، به اماكن تاريخي چنان روحي ميبخشد كه گويي داريد همان جا قدم ميزنيد. موزه مجازي به دانشمندان و محققان امكان ميدهد خودشان را در شرايط و فضاي يكساني با واقعيت احساس كنند و فكر كنند واقعاً در آنجا قرار دارند. از اين راه كساني كه عملاً امكان رفتن به محل را ندارند يا نميتوانند به گذشته برگردند، فرصت مييابند شرايط را آن چنان كه هست درك كنند. اين تكنولوژي امكان حفظ آثار را نيز به ما ميدهد. ما ميتوانيم بدون آسيب رساندن به آثار تاريخي به بازسازي آنها بپردازيم .پروژه طاقتفرساي ديگري در آن سوي UCLA در حال انجام است كه تاكنون 13 سال طول كشيده است. تيم شبيهسازي شهري، مشغول ساخت يك نمونه مجازي از خود شهر لسآنجلس هستند. تاكنون فقط پنج درصد كار انجام شده است. با اين وجود از همين الان هم اين مدل براي ارزيابي تأثير احداث ساختمانها و راههاي جديد بر شهر و شبكه حمل و نقل كمكي شاياني به شمار ميآيد. نكته جالب اين جاست كه ما با هدف ارزيابي ساخت و سازهاي جديد در شهر اين پروژه را تعريف كرديم. اما حالا فهميدهايم كه اگر مدل دقيق و همزماني از شهر داشته باشيم، ميتوان دهها كاربرد ديگر را پيدا كرد كه روي اين مدل استوار شوند. يكي از اين كاربردها، سيستم واكنش سريع است. آتشنشانيها در آينده ميتوانند محل دقيق وقوع آتشسوزي را شناسايي كنند و پيشاپيش با طرح و شكل ساختمان آشنا شوند.بعضي شركتها با روي آوردن به پروژههايي مشابه در مقياس كوچكتر، كسب و كاري در زمينه معماري به راه انداختهاند. استوديو Liquid Light، يك شركت انيميشنسازي سه بعدي، در اواخر دهه 1990 توانست با خلق كودكي كه در سريال Ally McBeal ظاهر ميشد، شهرت زيادي به دست بياورد. اخيراً همين شركت با ساخت انيميشنهاي سهبعدي از ساختمانها، سود هنگفتي به دست آورده است. مردم حالا ديگر مجبور نيستند براي تصميمگيري در مورد خريد يك خانه، فقط به نقشهها و خط و خطوط دشوار تكيه كنند. مزيت استفاده از انيميشن سه بعدي با توجه به هزينههاي آن مورد ترديد است. فناوري اين كار ذاتاً پرهزينه است و براي هر كاري مناسب نيست. اما بعضي پروژهها براي بازاريابي احتياج به نمايشهاي بسيار جذاب و گويايي دارند و انيميشن سه بعدي قطعاً به درد آنها ميخورد.

