در این همایش بزرگ که با حضور نماینده سازمان بهداشت جهانی، مسئولان و مدیران مرکز سلامت بهداشت و محیط کار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و 70 تن از شهرداران کشور و نمایندگان آنها در استان اصفهان آغاز شد، متن پیام دکتر مصداقی نیا معاون بهداشت وزارت بهداشت از سوی معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی استان اصفهان قرائت شد.
مهندس فاروق مصطفی پور شهردار پیرانشهر درباره علت انتخاب این شهر بعنوان یکی از هزار شهر سالم جهان گفت: شهرستان پیرانشهر تا حدودی امکانات و شرایط یک شهر سالم را داراست. وجود شبکه معابر درست، شهرسازی و معماری اصولی، فضای سبز استاندارد (۲۱ مترمربع به ازای هر نفر)، وجود کوههای مرتفع بویژه کوه قندیل، جنگلهای سرسبز وزیبای پردانان، وجود رودخانه های خروشان، وجود امکانات تفریحی رفاهی و ورزشی مناسب و استفاده از رنگ های شاد در زیباسازی شهر و وجود شادابی و طراوت در سطح شهر به علت جوانی و رشد پایین جمعیت، پایین بودن آمار بزهکاری و تکدی گری، نبود صنایع آلاینده، نظافت روزانه معابر اصلی و فرعی شهر، فعالیت بیش از 700دستگاه تاکسی فعال وچندین مینی بوس در آژانس ها برای سرویس دهی مناسب به شهروندان، همچنین راه اندازی کارخانه سایت بازیافت زباله و ایجاد کود آلی از جمله شاخص هایی است که این شهرستان را در زمره یکی از شهرهای سالم جهان قرار داده است.
وی همچنین وجود جمعیت باسواد بالای ۹۷ درصدی شهر را یکی دیگر از شاخص های مهم این شهر عنوان کرد و گفت: تمامی این ویژگی ها، این شهر را به شهری با قابلیت های بالابرای تبدیل شدن به یک نمونه کامل و مناسب شهر سالم در جهان بدل کرده است.

مصطفی پور در ادامه ضمن تقدیر وتشکر از همه شهروندان پیرانشهر تاکید کرد: مطمناً چنین امتیازی بدون همکاری مردم خوب وفهیم یک شهر کسب نخواهد شد بنابراین لازم است که از تلاشهای همه شهروندان عزیز بویژه همکاران زحمتکش در شبکه بهداشت ودرمان پیرانشهر تشکر وقدردانی کنیم.
وی در ادامه گفت: با این انتخاب وظیفه ما وشهروندان بسیار سنگین تر از قبل شده است وباید بیش از پیش در راستای سالم سازی فضای شهر مان کوشش کنیم.

بم پيش و پس از زلزله
سخنراني هــا:
نيازها و حقوق زنان:پيش و پس از فاجعه :رويا اخلاص پور ، پژوهشگر مستقل
نقش هنـــر در بازسازي اجتماعي :يداله آقا عباسي، دانشگاه شهيد با هنركرمان
تجربة انجمن غير دولتي حامي در مديريت بحران بم: اكبر نادري،مدير انجمن
رويدادهاي بم پيش از زلزله :محمــــد ايران منش، پژوهشگر مستقل
زمان: چهارشنبه 14 دي ماه 1390 ساعت 4 تا 6 بعد از ظهـــر
مکان : بزرگراه جلال آل احمد،زيرپل گيشا،دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران،سالن كنفرانس انجمن جامعه شناسي
برچسبها: ساگشت بم
اولین چاپخانه در سال ۱۲۲۷ توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و ۱۲ سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید.
برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،... .
اولین رمان ایران به نام((ستارگان فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته تحریر در آمد.
اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد.
اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال ۱۳۱۲ در تبریز تاسیس شد.
اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید.
اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال ۱۲۶۱ شکل گرفت.
اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد.
اولین فوتبالیست شاغل در اروپا (بلژیک) به نام حسین صدقیانی از اهالی تبریز در سالهای ۱۳۰۹-۱۳۱۱ بهترین گل زن باشگاههای این کشور بود و در فینال جام باشگاههای بلژیک با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرمانی تیم رویال شالروا اسپورتینگ کلوپ در مقابل تیم بروکسل گردید.
در زمینه پزشکی نخستین طبیب محصل فرهنگ نخستین کتابهای پزشکی - نخستین آبله کوبی - نخستین دانشکده پرستاری مامائی - نخستین دندانهای مصنوعی - اولین عمل قلب باز - پیوند قلب برروی سگها و نخستین عمل پیوند کلیه توسط دکتر جواد هیات در سال ۱۳۴۷ در تبریز به انجام رسید.
اولین هوانورد ایرانی به نام کلنل محمد تقی خان پسیان از اهالی تبریز بود.
اولین کارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبریز بنا نهاده شد .
اولین کارخانه چینی سازی در شهر تبریز ساخته شد.
اولین کارخانه تولید برق در این شهر و اولین خیابانی که در آن از چراغهای برقی استفاده شد خیابان چراغ گازی تبریز بود.
اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس از فعالیت های این شهر اولین ها بود.
اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود .
اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید .
اولین بلدیه و نظمیه پلیس مردمی و شهرداری ایران متعلق به تبریز است.
اولین مهمانخانه توسط میرزا اسحق خان معززالدوله در تبریز پذیرای مهمان گردید .
اولین مدرسه کر و لال ها توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یک میسیون آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد.
اولین پایگاه لرزه نگاری در تبریز (شهر زلزله خیز) بنا گذاشته شد.هانریلو فِور: حق بر شهر
سخنران: جناب آقای کمال اطهاری
پژوهشگر مسایل شهری
زمان : سه شنبه 13 اردیبهشت 1390، ساعت 5 پس از ظهر
مکان : بزرگراه جلال آل احمد، زير پل گيشا ، دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ، سالن كنفرانس انجمن جامعه شناسي

بسياري از مسافراني كه به جزيره كيش سفر ميكنند، نميتوانند باور كنند؛ اين جزيره در روزگاراني دور؛ منطقهاي آباد و يكي از قطبهاي تجارت ميان چين؛ اروپا و شمال آفريقا بوده است. اين جزيره امروز به مكاني براي گردشگري تبديل شده است.
کيش
خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ مسافران و گردشگراني که قصد سفر به جزيره مرجاني کيش را دارند بايد بدانند که؛ انتخاب هتل مورد نظر و رزرو آن پيش از شروع سفر لازم و ضروري است. چرا که
با آغاز فصل اوقات فراغت و برگزاري جشنواره تابستاني کيش همه ساله خيل عظيمي از مسافران و گردشگران به اين جزيره فرا خوانده مي شوند. بنابراين رزرو اتاق هتل پيش از آغاز سفر، نگراني گردشگران را درباره احتمال پيدا نکردن اتاق خالي به صفر خواهد رساند.
ثبت نام در تورهاي گردشگري جزيره کيش توسط دفاتر خدمات مسافرتي در سراسر کشور اين امکان را به مسافران مي دهد که در تهيه بليت هواپيما و رزرو اتاق مشکلي نداشته باشند.
پيش از ثبت نام از خدمات تور مورد نظر خود اطمينان حاصل کنيد.
حتما ما بين مسافر و دفتر خدمات مسافرتي قرارداد امضا شود و در آن حق و حقوق مسافر و آژانس دار لحاظ شود.
از جاذبه هاي گردشگري جزيره کيش مطلع شويد و به ديدن آنها برويد!
گردشگران بدانند که جزيره کيش با 90 کيلومتر مربع مساحت يکي از زيبا ترين جزاير خليج فارس است
که در 18 کيلومتري کرانه جنوبي ايران واقع شده است.
کيش داراي ساختار مرجاني است. جزاير مرجاني معمولا بر اثر گسترش انواع مرجانها و مواد آلي ديگر بر روي طاقديس ها، گنبدهاي نمکي و مواد آتشفشاني تشکيل مي شوند.
آثار باستاني جزيره
بسياري از مسافراني كه به جزيره كيش سفر مي كنند، نمي توانند باور كنند كه جزيره در روزگاراني بسيار دور منطقه آبادي و يكي از قطب هاي تجارت ميان چين و اروپا و شمال آفريقا بوده است. گرچه هنوز بررسي هاي باستان شناسي وسيعي در نقاط مختلف جزيره به عمل نيامده، اما در هر گوشه جزيره مي توان آثاري از گذشتگان را مشاهده كرد كه هر كدام يادآور دوران مجد وعظمت اين جزيره بوده است.
شهر تاريخي حريره
گسترده پستي و بلنديها و خرابههاي شهر قديمي حريره حدود 120 هكتار وسعت دارد. اين وسعت بازگو كننده اين مطلب است كه روزگاري شهري بزرگ و آباد در اين منطقه وجود داشته و جمعيت كثيري را در خود جاي مي داده است. آن چه امروز از اين شهر بر جاي مانده حجمي از معماري شهري است. اما كمتر و به ندرت تاقها و پوششها و سقفها سالم بر جاي مانده است جز در پارهاي موارد كه پوششهاي تاقي شكل سنگي از گزند تخريب در امان مانده است.
خانه اعياني
خانه اعياني يادآور خانه هاي چندخانوار قديمي در داخل فلات ايران و در شهرهايي چون يزد، اصفهان و كاشان است و يكي از نمونه هاي قديمي مسكن جمعي در حاشيه خليج فارس محسوب مي شود.
شهر زيرزميني کاريز
قنات کيش بيش از 2500 سال قدمت دارد و از آب شيرين قابل شرب ساکنان جزيره را تامين مي کرده ولي اکنون به يک شهر زير زميني شگفت انگيز بدل شده که بيش از 10000 متر مربع وسعت دارد.
اول اينکه کاريز در دل تنها جزيره مرجاني دنيا واقع است. دوم آنکه تنها بنايي است که سقف مملو از صدفها و مرجانهاي طبيعي است. صدفها و مرجانهايي که براي بازديد آنها دو راه وجود داشته ، بازديد از موزه هاي طبيعي يا غواصي در آبهاي آزاد و اکنون کاريز فصلي جديد و استثنايي در پيش روي تمامي دوستداران طبيعت گشوده که بي واسطه خواهند توانست از بزرگترين مجموعه مرجاني بازديد کنند.
پاياب
پاياب، دهليز يا نقبي است كه در سطح زمين در كنار دهانه چاه قنات حفر با شيب تند و با استفاده از تعدادي پله به سطح آب جاري قنات در زيرزمين مي رسد. هر چه عمق چاه بيشتر باشد، اين نقب طولاني تر و تعداد پله هاي آن زيادتر مي شود. زاويه حفر دهليز را طوري محاسبه مي كنند كه آخرين پله پاياب به انتهاي ميله (چاه) قنات برسد تا از روشنايي نوري كه از دهانه چاه به سطح آب مي تابد براي روشنايي محوطه پاياب استفاده شود. معمولا در اطراف آخرين پله محوطه ايجاد مي شود كه در روزهاي گرم تابستان، هوايي ملايم و دلپذير دارد و براي استراحت از آن استفاده مي شود.
آب انبارهاي سنتي
در جزيره كيش، مانند بسياري از نقاط كم آب كشور، در دهه هاي گذشته از آب انبارهاي مخصوصي براي ذخيره آب هاي حاصل از نزولات آسماني استفاده مي شد. اين آب انبارها در انتهاي آبگيرهاي طبيعي در عمق زمين در جزيره كيش، مانند بسياري از نقاط كم آب كشور، در دهه هاي گذشته از آب انبارهاي مخصوصي براي ذخيره آبهاي حاصل از نزولات آسماني استفاده مي شد. اين آب انبار در انتهاي آبگيرهاي طبيعي در عمق زمين ساخته مي شد. آثار تعدادي از اين آب انبارها هنوز در كيش باقي مانده است.
كشتي يوناني
در غرب جزيره و در نزديكي مجتمع غروب كيش، يك كشتي عظيم الجثه در سواحل نيلگون كيش جا خوش كرده است كه به كشتي يوناني معروف است. كشتي يوناني از نظر تاريخي قدمت و اهميت چنداني ندارد. در تاريخ چهارم مرداد ماه 1345 اين كشتي كه از بندر امام خميني عازم يونان بوده است در عرض جغرافيايي 26 و 20 درجه شمالي و طول جغرافيايي 53 و 54 درجه شرقي به گل نشست و هشتاد روز تلاش اورينوكو، يدككش هلندي براي بيرون كشيدن اين كشتي به ثمري نرسيد. اطلاعات بدست آمده از شركت بيمه لويدز لندن نشان دهنده اين است كه اين كشتي در زمان به گل نشست متعلق به كشور يونان و بنام كولااف بوده است.
اين كشتي در سالهاي بين 1338 تا يكسال قبل از توقف، در مالكيت خطوط كشتيراني ايران و با نامهاي همدان سيروس و فارس در تردد بوده و امپراطور و نچرايست از نامهاي ديگر اين كشتي است.
نمايشگاه خزندگان
در اين نمايشگاه بيش از يكصدگونه خزنده از خانواده مارسانان به نمايش گذاشته شده است. مارهاي عظيم بوا، پيتون آفريقا و آمازون، سوسمارايگوانه ماداگاسكار، عقرب سياه امپراتور آفريقا، مارپرنده تايلند، عنكبوت هاي بزرگ و پرنده خوار برزيلي نمونههايي از اين گونه خزندگان هستند. علاقمندان به بازديد از نمايشگاه ميتوانند به كانون هنر واقع در جنب پارك آهوان مراجعه كنند. اين نمايشگاه در آينده نزديك به سالن مخصوصي در پارك آهوان منتقل مي شود. در كانون هنر امكانات وسيع ديگري براي برپايي نمايشگاههاي اختصاصي هنري تدارك ديده شده است كه در اختيار هنرمندان داخلي قرار ميگيرد.
مجموعه موجودات تاكسيدرمي شده
تاكسيدرمي روشي براي نگهداري از كالبد موجودات زنده با حفظ ظاهر طبيعي آنهاست. در دانشگاه كيش صدها نمونه ازموجوداتي نظير پرندگان، خزندگان، سختپوستان و موجودات دريايي خليج فارس و جزيره كيش تاكسيدرمي شده و در معرض ديد علاقمندان قرار دارد.
منطقه جنگلي كيش
منطقه جنگلي كيش در جنوب شرقي جزيره قرار دارد. اين جنگل مصنوعي كه اغلب درختان آن در سال 1371 كاشته شده اند، حدود 600 هكتار وسعت دارد. آكاسيا، درمان عقرب، اوكاليپتوس، ابريشم مصري، كهور، كنار، لور، گز، خرما و تمرهندي انواع درختان موجود در منطقه جنگلي است.
روستاي باغو
باغو از آباديهاي قديمي كيش است كه در جنوب غربي جزيره قرار دارد در حال حاضر، اين آبادي جز چند خانوار دامدار، سكنه ديگري ندارد. در بين بوميان، حاصلخيزي اين منطقه زبانزد است.
دراين منطقه بيشه انبوهي از انواع درختان بومي به چشم ميخورد كه در آن ميان، مجموعه درختان كهنسال لور زيبايي چشمگيري دارد. به منظور گسترش امكانات تفريحي و توسعه فضاي سبز در جزيره و بهرهبرداري از زيباييهاي طبيعي روستاي باغو كه از خاكي مستعد برخوردار است «پارك دليران» با وسعت 60 امكانات تفريحي و توسعه فضاي سبز در جزيره و بهرهبرداري از زيباييهاي طبيعي روستاي باغو كه از خاكي مستعد برخوردار است «پارك دليران» با وسعت 60 هكتار در اين منطقه احداث شده است.
مجموعه درخت سبز
آبهاي سطحي به قسمتي از منطقه شمالي جزيره كه به دره پرتغاليها معروف است سرازير ميشوند، لذا اين منطقه از سرسبزي خاصي برخوردار است. در اطراف يكي از كهنسال ترين درختان لور جزيره، مجموعه درخت سبز احداث شده است.
سرسبزي محوطه ساختمانها و نردههاي چوبي و پيادهروهاي اين مجموعه، مناطق شمالي كشور را تداعي ميكند. اما يكي از عواملي كه سياحت كنندگان را به اين نقطه ميكشاند، هيبت افسانهاي درخت سبز است.
درخت سبز كهنسالترين درخت «لور» جزيره است و احتمالا بين 500 تا 600 سال عمر دارد. بر شاخه هاي اين درخت، گره هايي با نخ يا پارچه زده شده است كه در نگاه اول آن را به نوعي مقدس مي نماياند. گروهي از مردم عقيده دارند كه اين درخت شگون دارد و به همين دليل به قصد برآورده شدن نيازشان پارچههايي به شاخههاي آن ميبندند. اما هيچكس نمي داند كه جنبه تقدس درخت لور كهنسال ندارند و معتقدند كه گره هاي موجود احتمالا به وسيله مسافران جزيره و ساكنان تازه آن به درخت زده شده است.
يكي ديگر از عوامل جذابيت مجموعه درخت سبز همجواري آن با شهر تاريخي حريره است كه به گردشگران امكان مي دهد ضمن بازديد از بقاياي شهر تاريخي حريره ساعاتي را در اين مجموعه به استراحت بگذرانند.
مسير ويژه دوچرخه سواري
يكي از طولاني ترين و زيباترين مسيرهاي دوچرخه سواري كشور در جزيره كيش قرار دارد. سرتاسر اين مسير 75 كيلومتري كاملا مستقل از مسيرهاي اتومبيل رو بوده و بخش اصلي آن به موازات جاده جهان، در حاشيه نوار ساحلي احداث شده است.
پيشگفتار
تمدن ايران به صورتهاي متوالي خود (ماقبل آريايي، مادي، هخامنشي، پارتي، ساساني و اسلامي) در مدت 50 قرن بدون انقطاع به حيات خويش ادامه داده است. و دقيقاً همين فرايند را در شهرسازي و معماري ايراني نيز ميتوانيم پيگيري كنيم. سنتهاي كهن به واسطه استادان بزرگ به شاگردان مستعد منتقل شد و در هر دوره به تناسب موقعيت سياسي- فرهنگي كشور چيزهايي بر آن افزوده گرديد و يا از آن حذف شد. اين امر را با مطالعه در شهرهاي ايراني (چه در داخل مرزهاي كنوني جمهوري اسلامي و چه در ايران زمين واقعي) ميتوان اثبات نمود.
لااقل از 5000 سال پيش از ميلاد مسيح تا عصر حاضر نمونههاي مشخص اين معماري بر پهنهاي گسترده از سوريه تا هندوستان شمالي و كنارههاي چين و از قفقاز تا زنگبار پراكنده است. بيش از 3000 سال است كه پارهاي عناصر طرح معماري ايران همچنان پابرجا مانده است. بارزترين اين عناصر احساس مشخصي است نسبت به مقياس و به كار گرفتن آگاهانه شكلهاي ساده و جسيم و رسوخ شگفتآور ترجيح تزيينات بر ساير عوامل و درگاههاي تاقدار رفيع كه درون پيشخانهايي قرار گرفته و سرستونهاي تزييني و بالاخره تكرار انواع گردههاي افقي و عمودي. در طول اعصار اين عناصر معماري در ابنيه كاملاً گوناگون تكرار گرديده است.
در اين پژوهش نگاهي تحليلي بر جنبههاي جمعيتي، تاريخي، معماري، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي شهرها و كانونهاي جمعيتي ايران از دورترين ادوار پيش از تاريخ تا سرآمدن روزگار ساسانيان خواهيم داشت.
جمعيت
جمعيت ايران در دوره ميان سنگي حدود 30000 نفر تخمين زده ميشود. در اوايل دوره نوسنگي (5000 سال پيش از ميلاد) جمعيت آن بيش از 500000 نفر نبوده و در مقايسه رقم پيشنهادي براي عصر مفرغ (1000 سال پيش از ميلاد) از 2000000 نفر تجاوز نميكند. در اين زمان ايران زيستگاه چادرنشينان چابكسوار و كشاورزان بود. طي سده هشتم و هفتم قبل از ميلاد جنگها و كشمكشهاي شديد بين ايرانيان فلات و آشوريان شمال غرب با پيروزي ايران به پايان رسيد و ايرانيان (مادها و پارسها) سالار مردان امپراتوريي شدند كه از يونان تا هند گسترده بود، با روان شدن خراج و ماليات به قلب امپراتوري جديد، جمعيت ايران از حدود 2.5 ميليون به 4 ميليون نفر افزايش يافت، موازنه جديدي بين شيوههاي زندگي چادرنشيني و شهرنشيني به وجود آمد.
جمعيت در طي چيرگي اسكندر، جانشينان وي و همچنين بازگشت قدرت به پادشاهان اشكاني (پارت) تقريباً بدون تغيير باقي ماند، در زمان پادشاهي ساساني (649-226 ميلادي) جمعيت تا 5000000 نفر بالا رفت.
در حقيقت از نظر جمعيتي، كه مخالف با ديدگاه سياسي است، ورود اعراب، رخداد مهم تاريخ ميانه ايران محسوب نمي شود بلكه ورود تركها، كه با هجومهاي خود كه با مهاجرتهاي زيادي همراه بود و از 1000 تا 1500 ميلادي ادامه داشت، موجب شد تركيب جديدي در جمعيت ايران به وجود آيد. به علاوه هنگامي كه قبايل ترك به اين منطقه سرازير شدند موازنه پيشين در روش زندگي مردم از كشاورزي به چادرنشيني متمايل شد، تأثير اين تغيير فوراً به شكل كشتار روستاييان ايراني به دست چادرنشينان ترك نمود پيدا كرد.
نخستين يورش تركها (سلجوقيان) چندان نابود كننده نبود زيرا بيشتر تركها به تركيه رفتند. يورش مضمحل كننده در سال 1220 ميلادي به وقوع پيوست، هنگامي كه سپاهيان چنگيزخان از شمال شرقي تاختند و در كشتارها، به تخمين، جمعيت 25 درصد كاهش يافت.
در حدود 1500 ميلادي از 4000000 ساكنان ايران 1000000 نفر چادرنشينان ترك بودند. به تدريج طي سه سده بعد كشاورزي روستايي باتوان بيشتري مجدداً پديدار شد و همچنان كه جمعيت كل ايران تا 6000000 نفر افزايش مي يافت نسبت چادرنشينان تا 20 درصد كاهش يافت.
در حدود 1900 ميلادي 10 ميليون نفر در ايران زندگي ميكردند و حداكثر 2000000 نفر از اين تعداد چادرنشين بودند. در سال 1975 - مطابق با 1355 خورشيدي - 34 ميليون نفر در ايران زندگي ميكردند كه از اين تعداد 27 ميليون فارسيزبان، 4 ميليون ترك زبان و 2 ميليون عرب زبان بودند.
جمعيت ايران طي سدههاي متوالي دستخوش تغييرات شگرفي بوده است.
مي توان 5 عامل مهمتر را براي توجيه اين امر برشمرد:
الف) بيماريهاي واگير
ب) قحطيها
پ) سوانح طبيعي
ت) جنگ و جدالهاي محلي و منطقهاي و يا تهاجم خارجي
ث) مهاجرتها
عدم يا وجود اين عوامل ميتوانست همراه با دورههاي رونق و ركود منجر به افزايش يا كاهش، پراكندگي يا تجمع، شهرنشيني يا كوچنشيني جمعيت شود. نگاهي به دورههاي تاريخي ايران مويد اين باور خواهد بود. در نمودارهاي 1 و 2 به ترتيب تغييرات جمعيت ايران از 2500 سال قبل تا كنون و نيز وضعيت جمعيتي ايران طي صد سال گذشته نشان داده شده.
شهر ايراني در ادوار گوناگون
چنين رسم شده است كه هر مقولهاي را در ايران به پيش و پس از اسلام تفكيك كنند و اين كليت مساله «شهر» را نيز در بر ميگيرد، حال برخي شهر مدرن را نيز به عنوان يك شيوه، در امتداد دوره پس از اسلام، متمايز ميكنند.
ولي ما معتقديم «شهر» نيز همچون هر پديده اجتماعي ديگر از يك «پيوستگي» برخوردار است، يعني از ايجاد نخستين كانونهاي تمركز جمعيت يكجانشين در آباديهايي كه به تدريج توسعه يافتند تا پيدايش كلان شهرهاي امروزي با يك مقوله واحد روبرو هستيم كه اگر چه ممكن است از لحاظ ريختشناسي (مورفولوژيك) كاملاً متمايز جلوه كند ولي از جنبه كاربردي و ساختاري داراي روحي واحد است، در اينجا با وحدتي مواجهيم كه به تبع كاركردهاي گوناگون، شيوه معيشت، دوره تاريخي، … و تكنولوژي دچار دگرگوني ميشود ولي در هر صورت موضوعيت خود را از دست نميدهد و همواره داراي عناصر مشترك اساسي است. با اين وجود خواهيم كوشيد شهر ايراني را از نخستين جلوههاي آن رديابي كنيم و در دورههاي مختلف تاريخي مطالعه نماييم.
الف) دوران پيش از تاريخ
ظاهراً نخستين جمعيتهاي شناخته شده پيش از تاريخ ايران در روستاهاي كوچكي كه به طور وسيعي پراكنده بود زندگي ميكردند. در طول روزگاري دراز، فشار و تأثير محيطي مشترك، واكنشهاي همانندي را به وجود آورد كه نتيجه آن پيدايش رسوم و عقايد و نهادهاي متشابه بود. همين كه اين واحههاي تمدني پا از مراحل اوليه شكار و گردآوري خوراك بيرون گذاشتند خودكفايي آنها كمتر گشته وابستگيشان به يكديگر بيشتر گرديد. كهنترين اقامتگاه در سيلك كه تاريخ آن پيش از هزاره پنجم است، ظاهراً فقط شامل كلبههايي بوده كه از شاخه درخت درست شده بود. در مرحله بعدي است كه ساختمان با خشت دستساز آغاز گرديد، خشت و آجر جديد چهارگوش كه اطرافش مسطح است و در قالب زده ميشود در هزاره چهارم آشكار شد، ظاهراً اين نوآوري نيز از ابداعات ايرانيان بوده است
اشيايي كه در گورستاني در تپه «سيلك» پيدا شده و بعضي از آنها آهني است متعلق به هزار سال قبل از ميلاد است. اشيايي كه در اين قبرها پيدا شده عبارتند از اسلحه برنزي و آهني و تزيينات متعلق به زين و برگ اسب. اين قبور متعلق به اشخاص تازه واردي است كه بدون شك اسب سوارند و تمدن ديگري غير از مردم بومي ايران آن عصر دارند و آقاي گيرشمن كه اين اشياء را كشف كرده احتمال ميدهد اين قبرها متعلق به ايرانيها -آرياييها- و به احتمال قوي «مادها» باشد.
يك نمونه ديگر براي استمرار و تحول شيوه زندگي را ميتوان در لرستان كنوني جستجو كرد :
در دره هليلان، تقريباً نرسيده به شمال آن، در نتيجه حفاريهايي كه به وسيله «مرتنسن» در سال 1964 در تپه گوران انجام گرفته معلوم شده كه در لايههاي «باسال – Basal» كه مربوط به 6500 سال قبل از ميلاد است دهكده نيمه مسكوني وجود داشته كه خانههاي آن از چوب بوده است اما همين دهكده تا سال 5800 قبل از ميلاد به صورت يك دهكده كاملاً مسكوني درآمده كه خانههاي آن با آجر ساخته شده بود، در حالي كه لايههاي زيرين آجري نبودند. سابقاً مراكز عمده پيدايش تمدن را منحصر به دلتاي نيل، ميان رودان (بينالنهرين) و حوزه رود سند ميدانستند، گاهي نيز چين را به اين مجموعه ميافزودند ولي كارهاي متأخر ديرينشناسان نشان ميدهد كه در كنار اين كانونهاي بزرگ مدنيت و شهرنشيني، نه تنها نقش فلات ايران به عنوان كريدوري براي ارتباط فرهنگي، حايز اهميتي درخور است بلكه تأثير آن، گاه بيشتر از نقاط سابقالذكر ميباشد.
براي مدتها باستانشناسان مراكز شهري سرزمين بينالنهرين را در برابر مناطق كمجمعيت و عقب افتاده ايران قرار ميدادند حال آنكه حفريات دانشگاه هاروارد در تپه يحييكرمان (1970)، هيأتحفاران ايتاليا در شهر سوخته سيستان (1969)، حفريات دانماركيها در اطراف خليج فارس (1969)، باستانشناسان اتحاد شوروي در آسياي مركزي (1972)، كاوشهاي گروه كانادايي دانشگاه اونتاريو در كنگاور (1975)، دانشگاه ميشيگان در دهلران (1975) و نيز كاوشهاي باستانشناسان دانشگاه تهران در دشت قزوين (1976) دگرگونيهاي بنيادي در نظريه فوق به وجود آورده است. وسعت مناطق استقرار در آغاز شهرنشيني و ميزان يافتهها در حفريات و تاريخ آنها كه برابر 3400-3000 قبل از ميلاى است نشان ميدهد كه روابط ميان بينالنهرين و سرزمين ايران، دوجانبه و متعادل بوده است. در قرون اوليه هزاره سوم پيش از ميلاد، جوامع روستايي در سراسر ايران به موازات بينالنهرين با آهنگ رشد برابري در راه رسيدن به مرحله شهرنشيني گام برميداشتند.
حتي برخي معتقدند پارهاي از نوآوريها از ايران به ميان رودان و ساير نقاط رفته است، پروفسور پوپ مينويسد : در هزارههاي چهارم و پنجم قبل از ميلاد اهالي فلات ايران زارع به تمام معني بودهاند. حتي بايستي گفت اين مردمان اولين كشاورزان جهان ميباشند و معلومات مربوط به زراعت از روستاهاي اين سرزمين به سه منطقه رودخانهها، يعني «دره سند»، «ماوراءالنهر» و «بينالنهرين» منتقل گرديده است.
مدارك و شواهد به دست آمده از حفريات باستانشناسي در شرق ايران نشان ميدهد كه از اواخر هزاره چهارم تا اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد، ميان محوطههاي مسكوني در شرق ايران (سرزميني به وسعت 1.5 ميليون كيلومترمربع) رابطه فرهنگي تنگاتنگي برقرار بوده است. محوطههاي مذكور بيهيچ اتكايي بر مواد اوليه يا فرآوردههاي كشاورزي بيگانه يا با كمترين وابستگي بدان تمام نيازمنديهاي خود را در شرايط انزوا تهيه و توليد ميكردند.
شهرها هم مانند انسانها زاييده ميشوند، زندگي ميكنند و ميميرند. براي نمونه، شهري كه باستانشناسان ايراني در سال 1351 به سرپرستي مهندس حاكمي در حوالي شهداد در منطقه كوير از زير خاك بيرون آوردهاند معلوم است كه در دوران ماقبل تاريخي از موقعيت جغرافيايي مساعد و آب و هوايي بهتر برخوردار بوده است. در كنار اين شهر، در حدود 2400 سال پيش از ميلاد رود كوچكي جريان داشته ولي ناگهان سربه طغيان برميدارد و يك لايه ضخيم از گل و لاي روي خانههاي گلي شهر باقي ميگذارد. وجود اين رودخانه در كوير، در حدود 4400 سال پيش، حاكي از ميزان بارندگي بيشتر در نواحي مركزي ايران، نسبت به زمان ماست.
ب) دوران مادها
تقريباً از آغاز سال 800 پيش از ميلاد، در فلات ايران و مرزهاي كوهستاني باختري آن، يك نيروي جهاني در شرف تكوين بود. در اين ناحيه مهاجرتهاي متراكمي اتفاق افتاد و دستههاي كوچك بيابانگرد به -سوي- اطراف به جنبش آمدند. حتي ميان طوايف منفردي كه در درههاي محصور و محفوظ به سر ميبردند و گاهي اوقات بين مردمي كه در شهر و روستاها با قلاع مستحكم زندگي ميكردند در برابر خطري مشترك اتحاد برقرار ميشد، اين خطر از جانب بابل و آشور بود. از ميان اين ملتهاي گوناگون بود كه سرانجام «مادها» به عنوان نيروي برتر قد علم كردند. در سال 612 پيش از ميلاد، مادها از زير يوغ آشور به درآمده شهر نينوا را به تصرف خويش در آوردند. در آخر قرن هفتم شاه ماد، هوخشتر، شهر اكباتان (همدان كنوني) را به پايتختي برگزيد.
دوره مادها نيز مانند دوران پيش از تاريخ و بخش بزرگي از دوره پيش از اسلام در پردهاي از ابهام است و اطلاعات اندك ما به همراه بازماندههاي پراكندهمان از آن روزگار امكان مطالعه جامع و پژوهش ژرف را محدود ميكند و حتي گاه دادههايي متناقض بروز ميكنند.
اكثر اطلاعات موجود درباره مادها از يك سو اختصاص به تاريخ نويسان يونان و از سوي ديگر كتيبههاي آشوري دارد. هرودت طول دوره مادها را 150 سال ميداند ولي «كتزياس» دو برابر اين مقدار.
هگمتانه بهعنوان مهمترين شهر شناخته شده مادها، طي سلسلههاي بعدي نيز به حيات خود ادامه داد و حتي شهر همدان بر ويرانههاي آن ساخته شد، اجازه دهيد همراه با كاوشگران ايراني به بخشي از پايتخت كهن ايران كه به تازگي از دل خاك به فرزندان ميهن رخ نموده است نگاهي داشته باشيم.
هيات باستان شناسي در 16 سال و با انجام 9 فصل كاوش در تپه هگمتانه موفق شد يكي از قديميترين شهرهاي ايران را در محدوده 25 هكتاري اين تپه از زيرخاك بيرون آورد … اين شهر حكومتي داراي معابر و خيابانها و كوچههايي به عرض 3.5 متر است كه در راستاي شمال شرقي به جنوب غربي به موازات هم و در فاصله 35 متري ايجاد شده اند، در حد فاصل آن نيز خانه هايي يك شكل و در اندازه 17.5 در 17.5 متر در دو رديف ساخته شده اند. حصار عظيم شهر به قطر 9 و ارتفاع 7 متر نيز از دل خاك بيرون آورده شده.
گاه، مادها و آرياييهاي نخستين را مردمي شبان و چادرنشين معرفي ميكنند و گاه آنان را جنگجوياني دژنشين و شهرونداني ثروتمند مينمايانند، ولي واقعيت آن است كه آرياييهاي مهاجر آنچنان دلير بودند كه بر بوميان ايران پيروز شدند و برساختههاي اينان دست يافتند و آنگونه باهوش بودند كه در كمتر از چند سده بزرگترين و در عين حال پرشكوهترين امپراتوريهاي شرق را بنياد گذاردندو در اين راستا به خلاقيت، آباداني و تمدن توجه كردند. ايران را چنان بزرگ و پرهيبت بنا نهادند كه هنوز پس از حدود 3 هزار سال هرچند پارههايي از آن به كام بيگانگان فرورفته ولي حاكمان نالايق و وارثان نااهل اين سرزمين نتوانستهاند همه خاكش را به بادفنا و همه عظمتش را به خفقان فراموشي بسپارند.
شهرهايي كه در دوره مادها احداث شدند، بيشتر جنبه اداري- سياسي داشتند. در آن هنگام نه توانايي و بنيان اقتصادي كشور در حدي بود كه بازرگاني و توليد صنايعدستي را تا آن حد رونق بخشد كه منجر به احداث شهرهاي نوين شود و نه قدرت نظامي مادها به گونهاي بود كه پهنه وسيعي را در بر گيرد و امكان مبادلات اقتصادي بين شهرهاي كهن و بازرگاني سرزمينهاي مجاور را با مراكز تجمع و سكونتگاههاي ايران، در راههايي امن، ممكن سازد.
منبع:باشگاه اندیشه
دانشگاه بروکسل آوريل 2011
هدف این سمپوزیوم بررسی شیوه های اثرگذاری گروه های نخبه بر شهر و درک فرایندهائی است که گروههای ذینفوذ برای اثرگذاری بر شهر و شکل دادن به آن از آنها استفاده می کنند. این شکلها هم شامل استفاده از حق مالکیت املاک شهری است هم چانه زنی، هم استراتژیهای اقناع دیگران ، استفاده ازنوآوریهای قانونی و تکنیکی، یا بهره گیری از مجاری تصمیم گیری در باره شهر.
هدف این سمپوزیوم بحث در باره نحوه تولید فضای شهری است و تاثیری که مناسبات قدرت بر آن دارد. در عین حال قرار است که تاثیر تحقیق برفرایند فوق بررسی شود. مثلا این پرسش مطرح است که تا چه حد نخبگان و عملکرد آنها در تولید فضای شهری مورد بررسی واقع شده و اصولا بررسی آن چه اهمیتی دارد و نتیجه عملی وقطعی چنین تحقیقی چیست. این سیپوزیوم از تعاریف ثابتی برای مفهوم نخبگان پیروی نمی کند و در بند تعاریف رسمی از قدرت نیست، بلکه دایره معنائی خود را برای در بر گرفتن همه اشکال و مواضع سلطه بر شهر باز می کند . در این معنا " نخبه" پدیده ای شناوری است که بسته به تصورات موجود از مکانیزمهای قدرت تغیر می کند ووجود آن اصولا بدون ترسیم مسیراثر گذاری آن بر شهر قابل تاکید نیست.
این سمپوزیوم به ارائه بررسی های نمونه وار اختصاص یافته تا قدرت مطالعات تجربی و بررسی تجارب مشخص را به محک زند و به کمک تحقیقات تجربی و رویکردهای متفاوت نظری خصلت میان رشته ای سمپوزیوم را تقویت کند. بنابراین از بدیهی گرفتن مناسبات قدرت در شهر اجتناب می شود. برگزار این سمینار در راستای طرح تحقیقی مشابهی در باره شهر بروکسل در قرون هجده و نوزده است که نتایج آن در سایت زیر قابل دسترسی است .
منبع : http://iranurbanstudies.com
مصاحبة زير با دكتر پرويز اجلالي در سالنامة امسال مجلة فيلم(نورو ز1389 )چاپ شده است. اما متاسفانه مجله بخش هايي از پاسخ هاي دكتر اجلالي را حذف كرده و در يك جا پاسخ دوسئوال را در هم ادغام كرده كه منجر به بي معنا شدن پرسش و پاسخ شده است .دكتر اجلالي به مجلة فيلم اعتراض كرده اما حد اقل تاكنون نتيجه اي از اين اعتراض حاصل نشده است . از آنجا كه مطالب مصاحبه مربوط به فروش فيلم ها و بي رونقي سالن هاي سينما در شهرهاي امروز ايران است آن را در سايت مي آوريم.
آقاي دكتر گفتگو را با اين مقدمه آغاز مي كنيم كه آيا فروش يك فيلم اساسا يك امر درون سينمايي است و به ساختار سينمايي و دراماتيكي فيلم مربوط مي شود يا عوامل فرامتني و بيرون از مناسبات سينمايي بر فروش يك اثر سينمايي تاثير مي گذارد؟
رؤياي زندگي آمريکايي که با داشتن يک خودروي شخصي براي هر نفر تحقق مييابد، سالهاست که بر طراحي معماري شهري بسياري از نقاط دنيا، تأثيرات شگرفي گذاشته است. ساخت بزرگراه هايي پرهزينه، توجه به تسهيل حرکت خودروها، آلودگي هواي شهرها و ناديدهانگاري مستقيم حمل و نقل شهري نيز از مهم ترين بخشهاي اين رويکرد است ، گويي در طراحي اين شهرها، تنها مهندسان ترافيک نفش داشتهاند، تجربههاي موفق تعدادي از شهرهاي آمريکايي و اروپايي و آسيايي که به آثار بسيار اميدوار کنندهاي نيز منتهي شده، ميتواند به عنوان يک مدل متفاوت از توسعه معماري شهري مورد توجه قرار گيرد.
«يک شهر بايد جايي باشد که در آن شادي و نشاط بر روحيه انسانها حکمفرما باشد، مکاني براي جشنها و شادمانيهاي عمومي به حساب آيد و به سادگي بتوان به همه جاي آن دسترسي يافت.
در چنين شهري، تجديد قوا و استراحت و لذت بردن از زندگي، امکانپذير خواهد بود.» آي.آر.ويکهام از سال ها پيش، لوسآنجلس به عنوان شهر رؤياها به شمار ميرفته است. چرا که در طراحي آن، مفهوم فانتزي و رؤيايي نگاه به آينده وجود داشته و بسياري ديگر از شهرهاي مدرن دنيا هم از ايده توسعه اين شهر الهام گرفتهاند. وجود پارک بزرگ و تفريحي «ديسنيلند»، سينماها و شبکههاي تلويزيوني فعال در بخشهاي مختلف لوسآنجلس، شهري رؤيايي را براي تفريح و نشاط به وجود ميآورد. فراهم آوردن آزادي فضا و زمان براي خودروهاي در حال حرکت در شهر لوسآنجلس، بخش مهمي از ايدههاي بنيان گذاران اين شهر رؤيايي را تشکيل ميداده است. اکنون ترافيک درهم پيچيده آن، بينظمي، سردرگمي و ابر سياهي از دود که همچون کابوس سياه، آسمان لوسآنجلس را به تسخير خويش درآورده، زندگي براي شهروندان و افراد پياده را به شدت دشوار نموده است.
امروزه با وجود تقليد چند شهر ديگر از الگوي معماري شهري لوسآنجلس، ما شاهد شکلگيري يک گزينه ديگر شهرسازي در سراسر دنيا هستيم که به شدت در حال گسترش محبوبيت خويش است. در اين رويکرد، ما شاهد توجه به رؤيايي متفاوت هستيم. کاستن از سرعت خودروها، فراهم نمودن گزينههاي ديگر حمل و نقل شهري و در نهايت، ساخت روستاهاي حومهاي همجوار با شهر، به گونهاي که نيازي به دارا بودن يک خودروي شخصي براي هر نفر وجود نداشته باشد.
يافتن چنين گزينههايي که در همين دوره کوتاه چند ساله با موفقيت همراه بودهاند، چندان دشوار نيست. امروزه بسياري از شهرهاي اروپايي نظير زوريخ، کپنهاگ، استکهلم و فريبورگ، کاهش ترافيک را ممکن نمودهاند. در هر يک از اين شهرهاي بزرگ ميتوان شاهد راهکارها و روشهايي متفاوت بود که به مدد آنها، رؤياي يک شهر مدرن و در عين حال با سلطه کمتر خودروها، تا حدود زيادي تحقق يافته است و گويي دستاوردهاي مهندسان ترافيک، با پرسشها و ترديدهاي فراواني روبهرو گرديده است. در شهر بولدر ايالت کلورادو، يک تجربه موفق 20 ساله در جهت طراحي و سازمان دهي مدلي متفاوت از لوسآنجلس عملي شده که در آن، ما شاهد شهري با کاربردهاي مختلف، قابل پيادهروي، پرشور و سرشار از روح زندگي ميباشيم. دانشآموزان و کارمندان و مديران شهري از سيستم کاملاً موفق حمل و نقل شهري براي رفتن به محل کار خود استفاده مينمايند. استراتژي مديريت توسعه شهر بولدر از هر گونه بينظمي و سردرگمي جلوگيري نموده است. در اين تجربه موفق، بسياري از زمينهاي حاشيهاي، خريداري گرديده تا نگاه گذشته به ساخت آزادراهها و بزرگراه هاي پرهزينه و سردرگم اصلاح شود.
با حرکت به سوي سواحل غربي لوسآنجلس، ما با شهر پورتلند ايالت اوريگان روبهرو ميشويم که براساس سياستهاي جديد معماري شهري، ساخت آزادراه «ام.تي.هود» متوقف گرديده و به جاي آن ساخت شبکه راهآهن شهري، در دستور کار قرار دارد. بهبود کيفيت فضاهاي زندگي شهروندان در حومه پورتلند و تلاش براي رشد دامنه آن، ايجاد يک زندگي آرام، بهبود ترافيک و در نهايت، رشد استفاده از قطار شهري نيز از ديگر راهبردهاي مديران اين شهر ميباشد.
همانند لوسآنجلس، پايتخت تايلند نيز از گذشته به عنوان شهر فرشتگان شناخته ميشد و در سالهاي معاصر، رفت و آمد آسانتر خودروها در دستور کار قرار داشته است. بدين ترتيب، حجم ترافيک با شتابي لجامگسيخته روبهرو گرديد و تعداد خودروها، از ظرفيت خيابانها و معابر فراتر رفته است. لذا امروزه مردم و توريستها در بانکوک، با يک گره کور ترافيکي در هم پيچيده و سردرگم روبهرو هستند.
ما در قاره آسيا، شاهد مدلهاي متفاوتي هستيم. سنگاپوريها تصميم گرفتهاند که از رؤياي آمريکايي فاصله بگيرند و در 20 سال گذشته، ما با يک دولت – شهر ثروتمند روبهرو بوديم که در آن سيستم قطار شهري برقي و مراکز عمومي ويژه پيادهروي، جايگاهي ويژه دارد. در اين شهر، تعداد خودروها، يک ششم خودروهاي موجود در لوسآنجلس ميباشد و مردم سنگاپور 8 برابر لوسآنجلسيها از حمل و نقل عمومي استفاده ميکنند. نکته مهمتر اين است که در سنگاپور 40 % خودروي کمتري به نسبت بانکوک وجود دارد، هر چند مردم اين شهر، ثروتي 4 برابر دارند. گفتني است که در زمان ساخت سيستم قطار شهري در سنگاپور، مديران بانک جهاني با اين طرح مخالفت نمودند، اما مديران شهري بر انجام اين پروژه پافشاري کردند. در 50 سال اخير، آمريکاييها سيستم دلخواه خود را به مديران بانک جهاني تحميل نموده و با وجود همه موانع و مشکلات موجود، دست از اين سياستهاي ناکام برنداشتهاند. اما تجربه سنگاپور نشان داده که آنان اشتباه ميکردهاند و دادههاي ارائه شده در اين مقاله نيز، اين مسأله را اثبات مينمايد. امروزه در همه شهرهاي داراي قطار شهري، سرعت جابجايي مردم به نسبت زمان استفاده از خودروهاي شخصي، بيشتر است. هم اينک در شهر سنگاپور سرعت جابهجايي مردم 33 کيلومتر در ساعت ميباشد؛ اما در شهر بانکوک که با الگوگيري از لوسآنجلس طراحي شده، اين سرعت تنها 13 کيلومتر در ساعت است. از سوي ديگر، سرعت ميانگين اتوبوسها در بانکوک، 9 کيلومتر در ساعت ميباشد. آيا چنين شهرهايي را نميتوان قرباني دستيابي به رؤياي زندگي در شهري مدرن به حساب آورد؟ نيروهاي بازار که همواره سودآوري خود را در ساخت انواع خودروهاي بزرگ و لوکس و پرمصرف ميبينند، تا چه حد در اين ناکامي نقش داشتهاند؟ هم اينک مقامات شهر بانکوک 3/17 % بودجه شهر را صرف سيستم حمل و نقل بنيان نهاده شده براساس حرکت خودروها مي کنند، در حالي که اين رقم براي سنگاپور 2/7 % است.
در شهر لوسآنجلس امروز هم 12% ثروت شهر در اين بخش هزينه ميگردد، در حالي که در اکثر شهرهاي اروپايي که از يک سيستم متنوع حمل و نقل شهري بهره ميگيرند، اين رقم 8 % است. در مجموع، در ميان 37 شهر مطالعه شده توسط ما، شهرهاي داراي سيستم حمل و نقل شهري خوب، از هزينههاي کمتري در اين بخش، در مقايسه با شهرهاي داراي شبکهاي گسترده از آزادراهها و يک سيستم ضعيف اتوبوسراني ، برخوردار بودهاند. اين وضعيت، برخلاف ايدئولوژي سرمايهگذاري جاري در دنياي غرب است که معتقد ميباشد، ساخت بزرگراهها براي اقتصاد شهر مفيد بوده و سرمايهگذاري در بخش حمل و نقل عمومي، اسراف ثروت و بودجه شهر است.
در لوسآنجلس، عليرغم اينکه ساخت هر کيلومتر بزرگراه شهري، حدود 200 ميليون دلار هزينه در بردارد، 18 % مردم معتقدند که با ساخت بزرگراههاي جديد، رفت و آمد شهري تسهيل ميگردد، اما مقامات اين شهر همچنان خواهان تخريب 1000 خانه ديگر هستند. خانم لوئيس آرگين که ايده مديريت زيست بوم شهري را براي لوسآنجلس ارائه داده، نظري ديگر دارد. چرا که او و ساکنان اين 1000 خانه در معرض تخريب در منطقه پاسادنا، رؤياي زندگي در شهري شاد و مرفه براي همه را در سر دارند. در سراسر دنيا نيز الگوهايي برخلاف ايدههاي شهري مهندسان ترافيک ارائه و اجرا گرديده است. هم اينک روستاهاي ارزشمند و پرسابقه پيرامون شهرهاي بزرگ در معرض تخريب و فروپاشي قرار گرفته و ما شاهد مخالفتهاي زيادي با اقدامات توسعهطلبانه مديران شهري در اين مناطق هستيم. در تورنتو هم طرح ساخت يک بزرگراه شهري بزرگ که مناطق داخلي شهري را به دو نيمه کاملاً مجزا تقسيم مينمود، با مخالفت مردم، متوقف شد؛ چرا که بسياري از شهروندان خواهان زندگي در شهرهايي هستند که در آن، خودروهاي کمتري در حال عبور و مرور باشد. جنجالهاي دامنهدار سالهاي اخير در ونکوور، پورتلند، بولدر و بسياري از شهرهاي اروپايي، حاکي از ناکامي طرحهايي است که از سوي مشاوران بينالمللي حمل و نقل در جهت گسترش خيابانها و بزرگراهها براي تردد خودروهايي بيشتر، طراحي و اجرا گرديده بود.
آزادي، کالايي است که به راحتي نميتوان آن را خريداري نمود و يا ساخت. مفهوم آزادي در شهرهاي امروز ما و در رؤياي شهروندان آنها، بر اين اساس به وجود آمده که ديگر جوامع محلي در سايه سلطه نيازها و تأثيرهاي ناشي از حرکت خودروها، تنفس نکنند. به دنبال همه اين اقدامات شهروند محوري که به محدود شدن ساخت آزادراههاي بيشتر انجاميده، يک رؤياي آرماني وجود دارد: زندگي در شهري با ترافيک آرام، داراي حمل و نقلي آسان و سريع و آسماني پاک که زندگي در حومه آن از ويژگيهاي انساني بيشتري برخوردار باشد.
منبع: ماهنامه سياحت غرب
به علت عدم آمادگي سخنرانان موضوع كارگاه پژوهشي ارديبهشت ماه گروه شهر تغيير كرد. موضوع اين نشست كه ساعت5/4بعداز ظهر دوشنبه ششم ارديبهشت در محل انجمن جامعه شناسي برگزار خواهدشد،شهر وشهروندي خواهدبود.در اين جلسه جناب آقاي دكتر سيد محمود نجاتي و دكترسيد يعقوب موسوي به ترتيب درباب"شهروندِ شهر: از تجربه تا سياست"و"حقوق اجتماعي شهروندي در كلان شهر تهران "سخنراني خواهند داشت وسپس بحث وگفتگو ميان سخنرانان و حضار بر قرار خواهد بود.
در ضمن نشست مربوط به " ارزيابي تاثير اجتماعي طرح هاي شهري " در اولين دوشنبة تير ماه برگزار خواهد شد و نشست خردادماه طبق برنامه به نقد محله گرايي اختصاص خواهد داشت.
شهر الکترونیک یکی از خاستگاههای مدیران شهری و شهروندان در عرضه کردن و مورد استفاده قرار دادن خدمات شهری است
شهر الکترونیک عبارت از شهری است که اداره امور شهروندان شامل خدمات و سرویسهای دولتی و سازمانهای بخش خصوصی بصورت برخط (online) و بطور شبانهروزی، در هفت روز هفته با کیفیت و ضریب ایمنی بالا با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای آن انجام میشود، یا به عبارت دیگر میتوان گفت در شهر الکترونیکی تمام خدمات مورد نیاز ساکنان از طریق شبکههای اطلاعرسانی تامین شود.
به این ترتیب دیگر نیازی به حرکت فیزیکی شهروندان برای دسترسی به خدمات دولت و نهادهای خصوصی نیست.
در این شهر الکترونیکی ادارات دیجیتالی جایگزین ادارات فیزیکی میشوند و سازمانها و دستگاههایی همچون شهرداری، حمل و نقل عمومی، سازمان آب منطقهای و... بیشتر خدمات خود را به صورت مجازی و یا با استفاده از امکاناتی که ICT در اختیار آنان قرار میدهد به مشترکین و مشتریان خود ارائه میدهند.
در شهر الکترونیک علاوه بر اینکه شهروندان در شهر مجازی و در وزارتخانهها و سازمانهای الکترونیک حرکت میکنند، قادرند خدمات جاری خود را همچون خریدهای روزمره از طریق شبکه انجام دهند.
البته باید به این نکته توجه کرد که شهر الکترونیک یک شهر واقعی است که دارای شهروند، ادارهها و سازمانهای مختلف و... است که در آن فقط ارتباطات و برخی تعاملهای اجتماعی و تأمین بخش عمدهای از نیازهای روزمره از طریق اینترنت صورت میگیرد.

میتوان بیشترین ویژگیهای این شبکه اطلاعرسانی را در شبکه حمل و نقل شهری و اطلاعرسانی در مورد حوادث غیرمترقبه جستوجو کرد که در زمان بروز حوادث غیرمترقبه با توسل به این سیستم میتوان در کمترین زمان بحران پیش آمده را در منطقه مدیریت کرد.
ادامه مطلب
مقدمه
هدف اصلی در این مقاله ارائه یک دسته بندی از شهرهای مجازی موجود در جهان می باشد . به طور کلی تیپ شناسی شهرهای مجازی بایستی بر اساس یکی از دومعیار شکل ویا محتوا انجام گیرد (عاملی ، جزوه کلاسی مطالعات فضای مجازی :1387)
آنچه در این مقاله مدنظر است تفکیک شهرهای مطالعه شده بر مبنای فرمت و شکل آن ها می باشد .
بدین منظور نخست تعریفی اجمالی درمورد شهرمجازی ارائه می دهم و سپس به موضوع اصلی مقاله خواهم پرداخت .
شهر مجازی
بسیاری از اوقات شهر مجازی با مفهوم شهر الکترونیک یکسان فرض می شود در حالی که تفاوت های ماهوی بین این دو ترکیب وجود دارد .
در واقع شهر مجازی ، شهری است كه تمام ظرفیتهای آن امكان تبدیل به فرآیند اطلاعاتی را دارا باشند و بتواند به فضای مجازی منتقل گردند . به عنوان مثال خطمشیهای شهر مجازی به موضوع ترددهای بین شهری به این صورت نگاه میكند كه آیا امكان انتقال به فضای مجازی رادارد وآیا این فرآیندها با كلیك موس امكان پذیراست و یا نه ؟ حال آنکه در شهر الکترونیک بیشتر به مفهوم ارائه خدمات الکترونیک در حوزه یک شهر پرداخته میشود. (سایت صفارایانه[1] ، 1387)
و اما در بحث واقعیت مجازی (Virtual Reality) ما با اثر ذات روبهرو هستیم نه با خود . بنا براین تلاش بر نزدیک كردن مجاز به واقعیت است و كسانی كه در صنعت مجازی سازی كار می كنند با فعال کردن سنسورها و تامین ابعاد گوناگون در صدد حذف مرزهای میان واقعیت و مجاز هستند. جهان مجازی اثر جهان واقعی و در واقع بازنمایی واقعیت جهان واقعی است. بنابر این وقتی میگوییم شهر مجازی با محتوای اثر ذات و پیامدهایی كه در این فضاست روبهرو هستیم .بر این اساس شهر مجازی شهری است که بازنمایی شهر واقعی را برعهده داشته و میتوان عنوان داشت همان شهر واقعی است ولی در فضای مجازی.
ادامه مطلب
واقعيت مجازي، ماهيتي تاثير گذار و اصالت واقعي داشته و داراي هيچ فرم و شكل قابل لمس يا اعتمادي نيست.
آنچه كه در عصر حاضر بيش از هر چيز ديگر از رسانهها يا در گفتگوهاي روزانه شنيده يا خوانده ميشود، عبارت "واقعيت مجازي" (virtual reality) يا (VR) است.
آيا تا كنون به معناي عبارت "واقعيت مجازي" فكر كردهايد. من اين كار را كردهام.
در فرهنگ لغات درباره معناي عبارت مجازي (Virtual) نوشته است:
"موثر و تاتيرگذار بدون اين كه شكل موجود، ماهيت خارجي داشته باشد."
" داراي اعتبار و قدرت"
" در واقع موثر يا معتبر"

ادامه مطلب
زماني که دکترعاملي، سه سال پيش پروژه شهر مجازي علم ايران را براي اجرا به دست وزارت علوم سپرد هنوز اين ايده در هيچ کجاي دنيا اجرايي نشده بود. اما امروز با نمايش مجازي بخشي از تاريخ علم اروپا در europeana شايد ديگر نتوان گفت كه اين ايده براي اولين بار در جهان عملياتي ميشود اما درصورتي که ظرفيتهاي مورد نظر در اين شهر اجرايي شود، قطعا بزرگترين شهر مجازي علم جهان در ايران تاسيس خواهد شد.
پروژه شهر مجازي علم ايران که مربوط به شش دوره تاريخي - دو دوره مربوط به ادوار تاريخي علم در قبل از ورود اسلام به ايران و چهار دوره مربوط به بعد از ورود اسلام به ايران - است، علاوه براينکه باعث معرفي هر چه بهتر و شايستهتر جايگاه علمي تاريخي ايران در جهان خواهد شد از بروز پديدههايي چون سرقت مفاخر علمي ايران که امروزه در دنيا متداول شده و برخي کشورها تلاش دارند دانشمندان ايراني را به نام خود بخوانند نيز جلوگيري ميشود.
به گفته دكتر عاملي با ايجاد اين شهر مجازي همچنين مي توان علاوه بر دسترسي به فضاي علمي ايران در زمان معاصر که شامل دانشگاهها، دانشمندان، اساتيد و آزمايشگاهها و .... مي شود، در جريان تاريخ علم ايران و دوره باستان نيز قرار گرفت و از طريق شبيهسازي، تاريخ گذشته را به صورت سه بعدي نمايش داد و با مشاهده دانشمندان، شعرا، رياضي دانان، پزشكها، ستاره شناسها و علماي بزرگ ديني آن زمان، به اطلاعات مربوط به آنها دست يافت. حتي از طريق اين فضا مي توانيم تعامل دوطرفه و سوال و جواب داشته باشيم.
پژوهشهاي انجام شده در زمينه شهر مجازي علم ايران مدتهاست كه به وزارت علوم ارائه شده و اگر وزارت علوم همتي كرده و اين ايده را پياده سازي کند قدم مهمي در تسهيل دسترسي به منابع علمي ايران و جهان برداشته شده است.
دکتر سعيد رضا عاملي، دانشيار گروه ارتباطات دانشگاه تهران و رييس دانشكده مطالعات جهان دانشگاه تهران که اولين بار دروس مرتبط با فضاي مجازي را در مقطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکتري در دانشگاه تهران معرفي و تدريس كرده و مجري طرح شهر مجازي علم ايراني مي باشد با بيان اين مطلب در گفتوگو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با بيان اينکه شهر مجازي علم يك پروژه پژوهشي است که با هدف طراحي شهر مجازي علم ايران و به درخواست موسسه پژوهشهاي فرهنگي اجتماعي وزارت علوم انجام شده است، گفت: بدين ترتيب تمامي خدمات مربوط به حوزه علم ايران در اين شهر مجازي انعكاس خواهد يافت.
ادامه مطلب
گردهمایی وکنگره بین المللی توسعه پایداری شهری با رویکردی به توسعه فضای شهری در شهر قزوین مورخ 12.11و13 آذرماه برگزار می شود .برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به سایت www.usicongress.org مراجعه فرمایید.
به قرار اطلاع روز دوشنبه دوم آذرماه 1388 دومين نشست گروه شهر انجمن در سال تحصيلي جديد تحت عنوان : كارگاه پژوهشي ِ تجديد حيات دو محلة تهران در سالن كنفرانس انجمن جامعه شناسي در محل دانشكدة علوم اجتماعي دانشگاهِ تهران واقع در پل گيشا در بزرگراه شهيد گمنام برگذار خواهد شد . اين نشست در واقع يك كارگاه پژوهشي است كه در آن دوتن از شهرسازان با سابقة كشور گزارش دو تجربة مهم از بهسازي محله هاي قديمي و فرسودة تهران را ارائه خواهند كرد .خانم دكتر گيتي اعتماد دربارة تجربة بازسازي محلة بريانك و آقاي مهندس سهراب سروشياني در باب بهسازي محلة سيروس سخنراني خواهند كرد و پس از آن بحث و گفتگو ونقد ، طبق روال هميشگي برقرار خواهد بود.
نشست سينما، فرهنگ،وشهـــر درگروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران به مديریت دكترمهر آيين برگزار مي شود.
در اين نشست دو سخنراني به شرح زير ارائه خواهد شد
تهران به روايت سينما : دكتر علي مرادي
سينما رَوي در ايران: دكتر پرويز اجلالي
زمان : دوشنبه چهارم آبان 1388 ، ساعت 5/4 پس از ظهر
مکان : بزرگراه جلال آل احمد، زير پل گيشا ، دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ، سالن كنفرانس انجمن جامعه شناسي
جمهوری اسلواکی کشوری در اروپای مرکزی است که تا دهه ۹۰ در کنار کشور چک، کشور چکسلواکی را تشکیل میداد.
اسلواکی با جمهوری چک، اوکراین، لهستان، مجارستان و اتریش همسایه است.
اسلواکی سرزمینی نیمه کوهستانی است. کوههای آن در شرق و شمال و قسمتی از غرب کشور واقع شدهاند. آب و هوای آن معتدل و مرطوب است.
قوم اسلواک در قرن پنج و شش میلادی در این منطقه ساکن شدند. در سالهای بین دو جنگ جهانی، چکسلواکی همواره در داخل از طرف اقلیتهای آلمانی و مجاری متشنج بود.
این تشنجات سرانجام منجر شد که آلمان ناحیه سودت، مجارستان ناحیه سلوواکی و لهستان ناحیه تشن از این کشور را تصرف کنند.
در سال ۱۹۴۵ با سقوط پراگ عملیات نظامی در طی جنگ دوم جهانی در چکسلواکی پایان یافت و این کشور با به دست آوردن نواحی سودت، تشن و سلواکی و از دست دادن ناحیه روتنیا دوباره وحدت خود را به دست آورد.
در سال ۱۹۴۶ پس از انتخابات پارلمانی، حزب کمونیست بر سایر رقبا برتری یافت و از آن زمان سیاست خارجی چکسلواکی متمایل به روسیه شد.
در سال ۱۹۹۳ کشور چکسلواکی با توافق دو طرفه به دو کشور چک و اسلواکی تقسیم شد. اسلواکی عضو اتحادیه اروپا، پیمان آتلانتیک شمالی و سازمان تجارت جهانی است.
● سیاست در اسلواکی
دموکراسی در چکسلواکی بر پایه مجلس استوار شده است. آخرین انتخابات مجلس در این کشور در سال ۲۰۰۶ برگزار شد. انتخابات ریاست جمهوری هم در سال ۲۰۰۴ برگزار شد و طی آن ایوان گاسپاروویچ به این سمت انتخاب شد.
رئیس جمهور رئیس حکوکت است و با رای مستقیم مردم برای دورهای پنج ساله انتخاب میشود. اما بیشتر قدرت اجرایی کشور در دست نخستوزیر است.
نخستوزیر در اسلواکی رئیس دولت است و برکابینه نظارت میکند. دوره نخست وزیری چهار ساله است و معمولاً نخست وزیر، رئیس حزب برنده در انتخابات مجلس ملی است.
مجلس اسلواکی ۱۵۰ کرسی دارد که نمایندگان آن برای دورهای چهار ساله انتخاب میشوند.
● اقتصاد در اسلواکی
تولید ناخالص داخلی اسلواکی ۱۰۷.۶ میلیارد دلار است. دو میلیون و ۶۶۱ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل میدهند و نرخ بیکاری در آن ۸.۶ درصد است.
نرخ تورم در اسلواکی ۲.۷ درصد است و ۲۱ درصد از مردم آن زیرخط فقر زندگی میکنند.
محصولات صادراتی این کشور شامل ماشینآلات و تجهیزات الکترونیک، وسایل نقلیه، مواد فلزی، مواد شیمیایی و معدنی و مواد پلاستیکی است که به کشورهای آلمان (۲۳.۶ درصد)، جمهوری چک (۱۸.۲ درصد)، روسیه (۱۱ درصد)، مجارستان (۶ درصد)، اتریش (۵.۵ درصد)، لهستان (۴.۹ درصد) و ایتالیا (۴.۴ درصد) صادر میشود.
محصولات وارداتی آن شامل ماشینآلات و تجهیزات حمل و نقل، محصولات مختلف کارخانهای، سوخت و مواد شیمیایی است که از کشورهای آلمان (۲۳.۶ درصد)، جمهوری چک (۱۸.۲ درصد)، روسیه (۱۱ درصد)، مجارستان (۶ درصد)، اتریش (۵.۵ درصد)، لهستان (۴.۹ درصد) و ایتالیا (۴.۴ درصد) وارد میشود.
● مردم اسلواکی
جمعیت این کشور پنج میلیون و ۴۴۷ هزار و ۵۰۲ نفر است که میانگین سنی آنها ۳۶.۱ سال است.
امید به زندگی در بدو تولد برای زنان ۷۹.۱۱ سال و برای مردان ۷۱ سال است. بر اساس آمارهای سال ۲۰۰۱ حدود ۲۰۰ نفر در این کشور به بیماری ایدز مبتلا بودند.
۸۵.۸ درصد از مردم این کشور از نژاد اسلواک، ۹.۷ درصد مجار، ۱.۷ درصد کولی هستند. اغلب مردم این کشور مسیحی هستند و ۶۸.۹ درصد آنها پیرو کلیسای رم.
۹۹.۷ درصد از جمعیت بالای ۱۵ آن باسواد هستند. زبان رسمی این کشور اسلواکی است.
● ارتباطات در اسلواکی
همه روزنامهها در کشور اسلواکی خصوصی هستند و بیش از ۲۰ شبکه رادیویی خصوصی در آن فعال است. تلویزیون دولتی این کشور در سالهای اخیر اغلب مخاطبانش را به شبکههای خصوصی تلویزیونی باخته است.
همچنین مردم این کشور به تماشای شبکههای تلویزیونی کشورهای همسایه به ویژه جمهوری چک و مجارستان هم مینشینند.
یک میلیون و ۱۶۷ هزار خط تلفن ثابت در این کشور وجود دارد و ۴.۸۹۳ میلیون خط تلفن همراه.
اسلواکی ۸۲۱ هزار و ۸۱۶ میزبان اینترنتی و دو میلیون و ۲۵۶ هزار کاربر اینترنتی دارد.
● اسلواکی در یک نگاه
▪ مساحت ۴۸،۸۴۵ کیلومتر مربع
▪ جمعیت ۵،۴۴۷،۵۰۲ نفر
▪ پایتخت براتیسلاوا
▪ واحد پول کرون اسلواکی
▪ دامنه اینترنتی sk.
▪ پیششماره ۴۲۱+
زماني كه نگاه نگران و انديشه ي لرزان انسان ايراني در پي سركردگي شهر فرنگ ، معطوف پاي تا زانو در گل از راه پيشرفت مانده و عامل عقب ماندگي خود شد، دست به گرداندن كليد در قفل معما گونه اي برد و در دروازه اي را گشود و به جبر پاي در راهي نهاد، كه آن، همانا مداقه در تبار و پيچ در پيچي تاريخ سرزمين و انديشه خود بود، كه در كدامين يك از تنگه هاي خطير تاريخ ، به خطا رفته و اينك ، مانده از راه درازي است كه فرنگيان پيش تر به سر سلامتي از سر گذرانده اند و او مانده ؟
مطالعه ي تاريخ نه انتخاب كه اجباري اساسي است در شناخت و كشف چگونگي پيچ و تاب هاي تاريخي در انعكاس وضع موجود و واکاوی شعور جمعي در پس نظام باورها و ريشه يابي آن در نيروهاي اجتماعي موثر و استنتاج قوانين و تحولات تاريخي اين محدوده ي تاريخي معين براي ترسيم اجزاي به هم پيوسته ي ساختار تاريخ اجتماعي كه به درك ذهن و ناخوآگاه فرهنگي ايراني مي انجامد.
نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران، كه مباني و مقدمات نظري خود را از دل تاريخ ايران مي جويد، ابتدا در واكنشي به ديگر نظريات تبيين كننده ي تاريخ جامعه ي ايران و در نگاهي انتقادي به آنها ساخته و پرداخته شد. و با روش شناسي متاثر از مكتب تاريخ نگاري آنال فرانسه[1]، در همپوشاني علم و فلسفه و تاريخ و در يك تحليل سه سطحي، سعي در دست يابي به ابعاد زندگي انسان ايراني دارد و در ضمن ميكوشد از آفت تاريخ نويسي ايراني كه همانا درباري بودن آن است فاصله بگيرد و تصويري مطابق با واقعيت ارائه دهد.، در همپوشاني علم و فلسفه و تاريخ و در يك تحليل سه سطحي، سعي در دست يابي به ابعاد زندگي انسان ايراني دارد و در ضمن ميكوشد از آفت تاريخ نويسي ايراني كه همانا درباري بودن آن است فاصله بگيرد و تصويري مطابق با واقعيت ارائه دهد.
دكتر پرويز پيران[2]، بر پايه ي شناخت پيشينه ي شهر در ايران، پژوهشي به نام (شهر شناسي در ايران، تحليل محتواي ممنابع و متون گذشته ) را آغاز كردند كه از دل آنها سه نظريه ي مهم فراهم آمد[3]:::، بر پايه ي شناخت پيشينه ي شهر در ايران، پژوهشي به نام (شهر شناسي در ايران، تحليل محتواي ممنابع و متون گذشته ) را آغاز كردند كه از دل آنها سه نظريه ي مهم فراهم آمد:
_نظريه راهبرد و سياست سرزميني جامعه ي ايران
_ضرورت تاكيد بر نظريه ي آبادي به جاي شهر در ايران، خاور ميانه و دنياي اسلام
_ضرورت تفكيك مقياس شهري و مقياس ابنيه ي منفرد و رابطه ي اين دو با وجود شهروند، عرصه ي عمومي يا مشاع شهروندي و فقدان آن
چهارچوب نظري تدقيق شده از تحليل محتواي اين سيصد متن تاريخي، در تقابل با ديگر نظريات تحليل كننده تاريخ ايران- همچون پاتريمونياليزم، استبداد شرقي، شيوه ي توليد آسيايي، نظريه ي دوره بندي اروپاي قاره اي و ... - علاوه بر پذيرفتن بعضي از مقدمات نظري آنها ، با در پيش گرفتن نگاهي انتقادي به ابهامات و علامت سوال هايي جواب ميدهد كه نظريات پيشين از پاسخ بدان ها وامانده و يا در تقابل با ديدگاه هاي جديد قدرت نوزایی خود در جواب به آنها را از دست داده اند و يا اينكه اساسا در تحليل خود به خطا رفته اند. « نظريه ي پاتريمونياليزم ( پدرشاهي) كه به نظر من اصلا در مورد ايران موضوعيت ندارد. دوستان و كساني كه اين نظريه را براي ايران به كار بستند، توجه نكردند كه اساسا پاتريمونياليزم بر پايه ي دو جريان حقوقي بين آزادان شهروند شکل گرفته ... . بحث رابطه ي كفيل و مورد كفالت است. اما در مورد ايران ، درست است كه رابطه ي حاكم و محكوم از جهتي شبيه رابطه ي كفالتي است ، اما پايه هاي حقوقي روم و پروسي در ايران ديده نميشود.[4] » وي در مورد شيوه ي توليد آسيايي به مرحوم بهار استناد ميكند و استدلال ميكند كه « در ايران مبناي شكل گيري نظام متمركز وجود ندارد و جز يكي دو مورد- آن هم در حاشيه - كشاورزي ايران متكي بر دیم بوده است. از طرف ديگر ، متاثر از الگوهاي غربي، كشاورزي - در مقابل تجارت - پر اهميت تر جلوه داده شده است، غافل از آن كه تجارت يكي از مهمترين بنيان هاي زندگي در ايران بوده است.»[5] » وي در مورد شيوه ي توليد آسيايي به مرحوم بهار استناد ميكند و استدلال ميكند كه « در ايران مبناي شكل گيري نظام متمركز وجود ندارد و جز يكي دو مورد- آن هم در حاشيه - كشاورزي ايران متكي بر دیم بوده است. از طرف ديگر ، متاثر از الگوهاي غربي، كشاورزي - در مقابل تجارت - پر اهميت تر جلوه داده شده است، غافل از آن كه تجارت يكي از مهمترين بنيان هاي زندگي در ايران بوده است.»
پيران به سه بنيان اساسي در تاريخ ايران اشاره ميكند: يك جانشيني، يك جا نانشيني ، موقعيت ژئواستراتژيك فلات ايران.« جامعه ي ايلي كه جامعه اي بسيار منسجم و در ستيز با طبيعت در خشك سالي ادواري با نابودي مواجه ميشود. چنين جامعه اي با عصبیت ابن خلدوني- يعني انسجام دروني- و پيروي محض افراد ايل از نظام خانواري با روابط خوني و رهبري ايل، اولين كاري كه براي حفظ خود انجام ميدهند اين است كه دائما بر مناطق يك جانشيني حمله ميكنند.»[6]
محدوديت منابع آب در فلات ايران باعث پخشايش جمعيت در فضاهاي جغرافيايي شده كه باعث پيدايي دهها هزار روستاي پراكنده ، كم عده ، ناتوان در نظام معيشتي و ... ميشود و به اين ترتيب مناطق روستايي كه به علت پخشايش، قدرت دفاعي خود را از دست داده اند، در تقابل با ايلات در معرض ناامني و نابودي قرار مي گيرند . موقعيت ژئواستراتژيك فلات ايران كه پيوند دهنده ي شرق به غرب بوده است و سه شاه راه حياتي روزگار- تا قبل از كشف آمريكا- از ايران مي گذشته نيز عامل عمده اي براي برانگيختن اقوام مهاجم براي بدست گرفتن اين منطقه بوده است؛ كه در اين ميان ، حكومت هاي محلي را وا ميداشته تا به زور شمشير و عوايد كمر شكن ماليات، امنيت راه هاي تجاري را بر قرار سازند... از اين رو « عامل ناامني ، نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي[7] را به اين موضوع ميكشانده است كه از تمايل منطقي افراد به گذر از قدرت اقتصادي به كسب قدرت سياسي ، چشم پوشي كنند. لذا در تحليل نهايي تجار شهري ترجيح ميدهند كه استبداد را بپذيرند به شرط آنكه امنيت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... اين سه نيرو [ ايلات، روستا، تجارت] با يك توافق نانوشته ، نظام استبدادي را بازتوليد ميكنند.»[8] به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.»[9] به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.» به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.» را به اين موضوع ميكشانده است كه از تمايل منطقي افراد به گذر از قدرت اقتصادي به كسب قدرت سياسي ، چشم پوشي كنند. لذا در تحليل نهايي تجار شهري ترجيح ميدهند كه استبداد را بپذيرند به شرط آنكه امنيت راه ها برقرار شود و تجارت ادامه داشته باشد.... اين سه نيرو [ ايلات، روستا، تجارت] با يك توافق نانوشته ، نظام استبدادي را بازتوليد ميكنند.» به اين ترتيب اين عوامل سه گانه الگوي حاكميتي را شكل ميدهند كه در قالب سه مفهوم جذب، تفرقه ي آگاهانه و كاربرد زور به باز توليد نظام استبدادي در طول تاريخ مي انجامد. تفرقه ي آگاهانه جمعيتي در گستره ي جغرافيايي، جزب حاكم زورمدار و در نتيجه انتخاب آگاهانه ي زورمند مداري به جاي شهروند مداري و همه ي اينها براي تامين امنيت. به اين خاطر است كه ذهنيت تاريخي فرد ايراني مبتني بر انتخاب آگاهانه ي استبداد براي تامين امنيت در مقابل اقوام بيگانه ، به او هويتي دوگانه مي بخشد.« هستي ايراني شامل دو رويه يا هستي دوپاره و دو گانه ي ايراني است. يك روي آن عدم تمركز، پخشايش قدرت ،هرج و مرج، درگيري شديد، نابودي، تجاوز، قتل و غارت، پس رفت، انحطاط شهري، كاهش جمعيت و قطع شدن راه هاي تجاري و ركود شديد اقتصادي است. و روي ديگر، تمركز صوري، قدرت مركزي بر پايه والي گري منطقه اي ولي اسما و رسما وابسته به قدرت مركزي ، رونق راه هاي تجاري، افزايش ثروت ملي، بالا رفتن عواید صنايع كارگاهي ، ثبات اما سركوب انديشه است.»
اين دوگانه ي متضاد زندگي ايراني در كنار فرهنگ هاي قومي و قبيله اي و آن سه عامل پايه اي در تحليل ساختار اجتماعي ايران، برآمد فرهنگ ايراني را شكل ميدهد. اين چنين فرهنگي مردم ايران را وا مي داشته تا در قالب شورش ها ، قيام ها ، انقلاب ها و جنبش هاي اجتماعي و در بزنگاه پيروزي ،براي امنيت خود و راه هاي حياتي سرزمين اش به باز توليد همان الگوهاي حكومتي پيشين - استبداد- دست بزند. اين باز توليد نظام حكومتي استبدادي ، علي رغم اين كه امنيت را براي آنان به ارمغان مي آورده ، اما خود نيز عاملي ميشد براي سركوب دائمي آزادي و قدرت خلاقانه ي انديشه ي مردم و معلق نگه داشتن آنها در ترس و اضطرابي - نه ويرانگر بلكه- دائمي. از اين رو هنگام مطالعه ي سه عرصه ي زير بنايي در مفهوم شهر، آشكارا ميبينيم كه عرصه ي حكومتي در تزايد دائم، عرصه ي عمومي را تحليل ميبرد و عرصه ي خصوصي را به حداقل خود فرو مي كاهد. از اين رو شاهد تبديل سه عرصه ي خصوصي ، عمومي و حكومتي به عرصه ي امن و عرصه ي خصم خواهيم بود. نيز ، آن دوگانگي الگوي فرهنگي در اين جا به صورت مشاركت جويي و نامشاركت جويي بروز مي يابد. «در عرصه ي خانوادگي ، عشيره اي ، قبيله اي و مذهبي بسيار مشاركت جو بوده اما در عرصه هاي نظامي ، مدني ، رسمي و عمومي، شديدا نامشاركت جو و خودخواه هستند.
در اين جامعه البته كسي صاحب حقوق به دنيا نمي آيد ، هويت از دريچه ي فرد تعريف نميشود. از دريچه ي روابط قومي-خوني تعريف ميشود. شهروند به وجود نميآيد.»[10] تحت چنين شرايطي انسان ايراني سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حكومت به اندرون و چهار ديواري امن خود فرو ميكند و اين ميشود كه فقدان احساس تعلق به عرصه ي عمومي در كنار هويتي كه در آن زندگي خارج از خانواده ، عشيره و ايل، معنايي ندارد؛ مشاركت و مشاركت آزادانه، آنچنان كه از ملزومات كاميونيتي ميباشد ،در زندگي او وجود پيدا نكند و فضاي زندگي او به شهر تبديل نشود. «هويت او در ماي خانوادگي ، کلان ، عشيره و قبيله مستحيل ميشود و جز به عنوان ايمان آورنده و عضوي از اعضاي امت، موجوديتي قائم به خود پيدا نميكند»[11]... تحت چنين شرايطي انسان ايراني سر از تداوم آشوب و التهاب خصم و حكومت به اندرون و چهار ديواري امن خود فرو ميكند و اين ميشود كه فقدان احساس تعلق به عرصه ي عمومي در كنار هويتي كه در آن زندگي خارج از خانواده ، عشيره و ايل، معنايي ندارد؛ مشاركت و مشاركت آزادانه، آنچنان كه از ملزومات كاميونيتي ميباشد ،در زندگي او وجود پيدا نكند و فضاي زندگي او به شهر تبديل نشود. «هويت او در ماي خانوادگي ، کلان ، عشيره و قبيله مستحيل ميشود و جز به عنوان ايمان آورنده و عضوي از اعضاي امت، موجوديتي قائم به خود پيدا نميكند».
دوگانگي شاه و رعيت، در كنار مشاركت درون گروهي( و نه بدون گروهي) اقوام، ايلات، و گروه هاي فرقه اي (كه البته فاقد تصور كيفيتي كالبدي، فضايي از مكان ميباشد) نيز مانع پيدايي مفهومي حتي نظير كاميونيتي در پيشينه ي مفهومي ذهن ايراني ميشود. شاهد مثال آنكه حتي « در تحليل نهايي [ اين] قدرت سياسي- نظامي متمركز، كه عمدتا ماهيتي ايلاتي دارد [است كه] پادزهر شرايطي بر مراتب استفبار تر محسوب ميشده و اين، رمز درك ديالكتيك تمركز و عدم تمركز و باز توليد زورمداري براي قرن ها در ايران است.»[12]
بدين گونه است كه مفهوم كاميونيتي به عنوان مبناي نظريه شهر در تاريخ جامعه ي ايران واقعيت عيني پيدا نميكند.« از طرف ديگر، مقياس شهري بنا بر متون و منابع طراحي و برنامه ريزي شده زماني حاكم ميشود كه كليت شهر به عنوان كلي وحدت يافته ، يكجا ديده ميشود و در اين ميان، از نظر كالبدي سه عرصه ي حكومتي، عرصه ي مشاع متعلق به ساكنان و عرصه ي خصوصي يا خانه ي مسكوني در اين كل وحدت يافته از قواعد خاص خود تبعيت ميكنند.»[13] البته بماند كه اين مقايسه اي نارواست ميان تجربه ي متفاوت شرق در فضاهاي زيستي- اجتماعي با ساختار فضايي شهر آنچنان كه در غرب تعريف شده است. اما نكته اينجاست ،عواملي كه وجود نظريه ي شهر، آنچنان كه شهر غربي وابسته به آن ميباشد، در فلات ايران موجوديت پيدا نكرد. عواملي كه در ذهنيت شهروند غربي ، دركي متفاوت از فضاي جغرافيايي مي آفريند و براي كاميونيتي هويتي مستقل و متفاوت از محدوده ي خصوصي و حكومتي مي آفريند و آن را بر پايه اي از احساس تعلق به آن بنا مينهد. البته بماند كه اين مقايسه اي نارواست ميان تجربه ي متفاوت شرق در فضاهاي زيستي- اجتماعي با ساختار فضايي شهر آنچنان كه در غرب تعريف شده است. اما نكته اينجاست ،عواملي كه وجود نظريه ي شهر، آنچنان كه شهر غربي وابسته به آن ميباشد، در فلات ايران موجوديت پيدا نكرد. عواملي كه در ذهنيت شهروند غربي ، دركي متفاوت از فضاي جغرافيايي مي آفريند و براي كاميونيتي هويتي مستقل و متفاوت از محدوده ي خصوصي و حكومتي مي آفريند و آن را بر پايه اي از احساس تعلق به آن بنا مينهد.
ديالكتيك دائمي بين آزادي و استبداد و به طبع آن بين تمركز و عدم تمركز ، فرايندي بود كه تجسم فضاي كاميونيتي در تاريخ ايران را غير ممكن ميساخته است و چنان هويتي را شكل و انساجم نمي بخشيد. چنان كه پژوهش ها نشان ميدهند، معياري نظامي- سياسي يعني همان عامل موجده شهر ، مبناي تقسيم بندي شهر از ناشهر ميباشد. عاملي كه همواره نقض كننده ي مشاركت آزاد و تحليل برنده ي فضاي عمومي جامعه است. « و بنابر اين مفهوم پوليس در تاريخ ما موضوعيت ندارد....از سوي ديگر هيچ مقوله ي جوهري ديگري ليكن متفاوت از مفهوم كاميونيتي نيز نمي يابيم كه جوهري شهر باشد و بنياد تدوين نظريه ي شهر به حساب آيد . بلكه ... آنچه جوهري است و پژوهش شهر شناسي نشان ميدهد، وجود طيفي است كه بدان طيف آبادي نام مينهيم ، تمام سكونتگاه ها به اين طريق در جايي آرميده اند و آباد را در مقابل ناآباد ، معطل و رها شده مطرح ميسازد.»
[14]
از اين رو آنچه اهميت جوهري مي يابد ، آباد در مقابل نا آباد است و اين عامل كه اساس زندگي در گستره ي جغرافيايي ايران مي شود، ديگر وجوه متمايز كننده ي شهر از نا شهر را كمرنگ و عرضي مي سازد. و تمامي امور را به حكومت وامي گذارد . و اينچنين تناقضي مشهود در درون كالبد شهر ايراني ، متاثر از و به سياق همان دوگانگي هستي ايراني ، هويدا مي شود.« ساختمان هاي حكومتي، ديني ، نظامي كه معمولا بر پايه ي معيار هاي زمان خود و در عالم مقايسه آراسته نگهداري شده و تا حدودي مستحكم اند. و ساير ساختمان ها كه بخش اعظم آنها مسكوني اند، نامستحكم، تنگ و باريك بنا شده از خشت و زمخت و نا زيبا و گاه بيغوله مانند اند. »[15] ساختمان ها و بنا هاي حكومتي منحصر به فرد نظامي يا ديني كه اگر از گستره ي فضايي شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هيچ تفاوت اساسي از روستاها ي اطرافش نخواهد داشت. اين گونه است كه شاهد تك بناهايي از لحاظ استحكام و معماري عالي خواهيم بود كه بر پيكره ي روستايي بي غواره و نا موزون روييده اند و حذف آنها از بافت شهري تشخيص تمايز شهر از روستا را مشكل مي سازد. اينجاست كه « مي توان از دو مقياس در كنار هم ياد كرد. مقياس شهري و مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد. مقياس دوم ، مقياس حاكم بر سكونتگاه هاي سرزمين ما بوده است. مقياسي كه وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام از يك سو و غرب از سويي ديگر است... چنين مقياسي محصول شرايط جامعه اي است كه بر ناامني نهادي شده روييده است و در مقاطعي با قدرتي استبدادي به امنيت- در مقابل نيروهاي بيگانه- رسيده ليكن به دليل استبداد ، با اضطرابي دائمي روزگار مي گذراند. ... از اين رو در مقياس تك بنا بر خلاف نظريه ي شهر شاهد مجموعه اي از حصار هاي پيراموني شهر و پيچ در پيچي بافت شهر هستيم كه سر به درون دارند و الگويي درون گرا كه محصول فشار رو به تزايد عرصه ي عمومي و تقليل عرصه ي خصوصي مي باشد را به تدريج شكل مي دهد.»
[16] ساختمان ها و بنا هاي حكومتي منحصر به فرد نظامي يا ديني كه اگر از گستره ي فضايي شهر ها حذف شوند، آن شهر ها هيچ تفاوت اساسي از روستاها ي اطرافش نخواهد داشت. اين گونه است كه شاهد تك بناهايي از لحاظ استحكام و معماري عالي خواهيم بود كه بر پيكره ي روستايي بي غواره و نا موزون روييده اند و حذف آنها از بافت شهري تشخيص تمايز شهر از روستا را مشكل مي سازد. اينجاست كه « مي توان از دو مقياس در كنار هم ياد كرد. مقياس شهري و مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد. مقياس دوم ، مقياس حاكم بر سكونتگاه هاي سرزمين ما بوده است. مقياسي كه وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام از يك سو و غرب از سويي ديگر است... چنين مقياسي محصول شرايط جامعه اي است كه بر ناامني نهادي شده روييده است و در مقاطعي با قدرتي استبدادي به امنيت- در مقابل نيروهاي بيگانه- رسيده ليكن به دليل استبداد ، با اضطرابي دائمي روزگار مي گذراند. ... از اين رو در مقياس تك بنا بر خلاف نظريه ي شهر شاهد مجموعه اي از حصار هاي پيراموني شهر و پيچ در پيچي بافت شهر هستيم كه سر به درون دارند و الگويي درون گرا كه محصول فشار رو به تزايد عرصه ي عمومي و تقليل عرصه ي خصوصي مي باشد را به تدريج شكل مي دهد.»
مقدمات و مواد تاريخي كه تا به حال ذكر آنها رفت، نتيجه ي بيست سال تحقيق و پژوهش و تحليل محتواي بيش از سيصد متن تاريخي است.(حال اينكه نگارنده ي اين نوشتار، در توصيف و بيان جنبه اي از چنان پژوهشي چقدر موفق بوده و آيا توانسته حق مطلب را ادا كند، حرف و سخني ديگر است... .) نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران ، نظريه ي آبادي جانشين شهر و نظريه ي مقياس تك بنا يا ابنيه ي منفرد به عنوان وجه تمايز ريخت شناسانه ي شهر در جهان اسلام به ويژه در ايران برآمد مطالعه ي تطبيقي- تاريخي در بستر جغرافيايي انساني است . پژوهشي كه بر اساس سه سطح تحليل كلان ، ميانه و خرد، به مطالعه ي كليت ساختار اجتماعي ، نهادها و ساختارهاي مياني و روانشناسي مردم ايران در طول تاريخ مي پردازد. نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران علاوه بر همپوشاني با ديگر نظريات در زمينه ي تاريخ ايران و بر جسته ساختن نقاط قوت آنها به طرح مسائلي مي پردازد كه در سايه ي غفلت ديگر نظريات، مانده يا در مواجه با آنها توانايي پاسخ گويي نداشتند و در تحليل خود به خطا رفته اند. نظريه ي راهبرد و سياست سرزميني ايران كه به عنوان برآمدي از ديگر نظريات تاريخ ايران محسوب مي شود، در سه سطح تحليل به واكاوي جنبه ها ي متفاوتي از زندگي فرد ايراني مي پردازد.( در اين نوشتار البته مهلت اشاره اي هرچند گذرا به سطح تحليلي خرد و روانشناسي جمعي ذهن ايراني نشد. براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه مراجعه كنيد به فصلنامه ي انديشه ي ايرانشهر سال دوم شماره ي ششم. زمستان 1384 .) شايان ذكر است اگرچه در چهارچوب مفهومي نظريه ، تحليل نهادهايي چون آموزش ، هنر و مذهب امكان پذير مي شود، اما جاي هنوز خالي مانده ي آنها مشهود است. لكن بايد پذيرفت اين كه اين پژوهش هنوز به پايان خود نزديك نشده است و اگر زمان و مكان و عاجل ِ حاضر، اجازت دهد، دكتر پرويز پيران و شاگردانش به تفضيل بدانها خواهند رسيد.
---------------------------------------------
[1].(Annual)آنال نام مجله اي بود كه در سال 1929 در فرانسه آغاز به كار كرد . ديدگاه اين مجله كه بعد ها به نام مكتب آنال معروف شود ، تلاش براي دست يابي به مرحله اي پيشرو يعني مرحله ي تركيبي يا سنتز ِ وحدت نظريه و روش در كارعلمي بود. نگاه آنها متوجه نارسايي هاي مخربي بود كه حاصل از جدايي بين تاريخ نگاري و علوم اجتماعي و تفرقه بين مورخين با تخصص هاي گوناگون ايجاد شده بود. هانري بر ، مارك بلاك(بلاخ) ، فرنان برودل از سردمداران اين مكتب محسوب مي شوند. براي مطالعه ي بيشتر رجوع كنيد به كتاب سرمايه داري و حيات مادي اثر فرنان برودل و مقدمه ي پرويز پيران بر آن كتاب. (اين كتاب توسط آقاي بهزاد دهباشي ترجمه شده و نشر ني آن را در سال 1372 به چاپ رسانده است.)
[2] parviz
[3]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - "حرف و حديث شكل گيري پژوهش شهر شناسي ايران " – ص 15
[4]. مريم ياسري- جستارهاي شهر سازي ، شماره ي دوازده " نظريه شهر در ايران، سخنراني دكتر پرويز پيران در خانه ي هنرمندان " - ص 118
[5]. همان. ص 119
[6]. نشريه ي جامعه ي نو، شماره ي 19 " به كجا ميرويم؟ گفت و گو با پرويز پيران "
[7] پيران از عبارت نيروهاي تغيير آفرين اجتماعي به جاي مفهوم طبقه در تاريخ ايران صحبت مي كند . و استدلال ميكند كه به دليل باز توليد نظام استبدادي ، انكشاف طبقاتي در تاريخ ايران اتفاق نيافتادست.
[8]. همان
[9]. چشم انداز ايران ،آبان و آذر85 - "هويت ملي جامعه ي ايران گفت و گو با پرويز پيران" ص 15
[10].نشريه ي جامعه ي نو، شماره ي 19 " به كجا ميرويم؟ گفت و گو با پرويز پيران "
[11].پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - " نظريه آبادي جانشين نظريه شهر" ص 85
[12].همان ،ص 83
[13]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 –" نظريه راهبرد و سياست سرزميني جامعه ي ايران
[14]. پرويز پيران- انديشه ي ايرانشهر شماره ي 6 - " نظريه آبادي جانشين نظريه شهر" ص 78
[15]. همان ص 86
[16]. همان ص 90
مفاهيم به كار رفته در اين نوشتار:
شهر،آبادي ،هويت دوگانه ،ايلات ،قوم مداري ،زورمندمداري ،شهروند مداري ،امنيت ،استبداد ،كاميونيتي
(Community)،ابنيه منفرد،ژئوپولتيك (Geopolitics) ، ژئواستراتژيك (Geostrategic )
در شهرهای میانرودان، زیگورات بزرگترین و مشخصترین ساختمان آن شهر بوده است. ارتفاع بعضی از این ساختمانها به بیش از چهل متر نیز میرسیده است. معمولن این معابد در میان سایر معابد و ساختمانهای مقدس دیگر ساخته میشدند و یک مجموعه به هم پیوسته را تشکیل میدادند. حدسیات دیگری نیز در مورد زیگورات مطرح است. برخی بر این باورند که ساختن این کوههای عظیم خشتی در دشتهای جنوبی ایران و منطقه میان رودهای دجله و فرات، که منطقهای است بدون پستی و بلندی، یادآور کوههای سر به فلک کشیده فلات ایران است.
شاید سازندگان زیگوراتها، دلتنگی و یا خاطره قومی خود را از کوههای مقدس داخل فلات ایران که میتوانسته خاستگاه و سرزمین اصلی آنان باشد، با ساختن این قلههای بلند آجری نشان دادهاند. هر چه که هست، زیگورات نشان دهنده محترم و مقدس بودن ارتفاع و بلندی در ذهن سازندگان آن است. نخستین نمونههای شناخته زیگورات را مربوط به پنج هزار سال پیش میدانند. یکی از قدیمیترین زیگوراتهای کشف شده، زیگورات شهر "اور" (Ur) در عراق امروزی است.
و حتما میدانید که شهر اور با توجه به روایات کتاب مقدس یا تورات، به احتمال، زادگاه حضرت ابراهیم بوده است. قدمت زیگورات شهر اور(Ur) را در حدود چهار هزار و صد سال برآورد میکنند. بابل، پیوند زمین و بهشت اما شاید یکی از مشهورترین زیگوراتهای تاریخ، همان برج بابل (Babylon) باشد. البته صد در صد مشخص نیست که برج افسانهای بابل با زیگورات اِتمنانکی (Etemenanki) شهر بابل باستان که هم اکنون بخشهایی از آن باقی مانده، انطباق داشته باشد. کلمه اتمنانکی (Etemenanki) به معنای پیوند زمین با آسمان و یا بهشت است.
همان طور که در افسانهها آمده، برج بابل نیز به قصد رسیدن و دست یافتن به آسمانها و بهشت ساخته شد. از این معبد هفت طبقه، ویرانههای اندکی بر جای مانده است. در حدود سی زیگورات در منطقه میانرودان و فلات ایران شناسایی شده است. از این میان برخی را با قطعیت زیگورات میدانند و برخی دیگر را از روی متون ادبی، مذهبی و تاریخی بر جای مانده به حدس و گمان شناسایی میکنند. زیگوراتهای ایران از این میان، بین چهار تا پنج زیگورات در داخل ایران قرار دارد: زیگورات سیلک کاشان (Sialk)، زیگورات چغازنبیل (Chogha Zanbil)، و زیگوراتهای ده نو و جیرفت.
قدمت گذاری زیگورات سیلک کاشان با اختلاف نظرهای فراوانی روبهروست. عده ای از باستانشناسان از جمله دکتر صادق ملک شهمیرزادی آن را مربوط به ۴۵٠٠ تا ۴٩٠٠ سال پیش میدانند و عده ای دیگر آن را حداکثر به هزاره اول پیش از میلاد نسبت میدهند. زیگورات چغازنبیل در خوزستان ایران، بزرگترین معبد برجای مانده از اینگونه است. به تازگی در نزدیکی چغازنبیل، در محوطههای هفت تپه و ده نو، تپههای دیگری کشف شدهاند که احتمال میرود زیگوراتهای دیگری باشند. معابد پلکانی شکلی که به آنها زیقورات یا زیگورات میگفتند، یکی از مهمترین بناهای دوران باستان در میانرودان و فلات ایران بوده است که همچنان تلاش برای شناخت دقیقتر و تاثیرشان بر دورههای بعدی در جریان است.
چغازنبیل بزرگترین اثر معماری تمدن ایلامی
چُغازَنبیل نیایشگاهی است باستانی که در زمان ایلامیها و در حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد ساخته شده است. چغازنبیل بخش بهجا مانده از شهر دوراونتش است.
این سازه در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت.
چغازنبیل در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان جای گرفته است. این سازه در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه میباشد.
این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده است.
مکان جغرافیایی زیگورات (معبد هرمیشکل چند طبقه) چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت تپه میباشد. (در محور اصلی شوش به اهواز) بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده است.
«چغازنبیل» که نام باستانی این بنا بشمار میآید، واژهای محلی و مرکب از دو واژه چُغا (به معنای تپه در زبان لری) و زنبیل است که اشاره ای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه میکردند. این مکان نزد باستانشناسان به دور-اونتَش معروف است که به معنای دژِ اونتش است. اونتاش گال پادشاه عیلامی است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده است و مرتفعترین بخش آن است.
بناهای شهر از خشت و آجر ساخته شدهاند و با وجود قدمت بسیار هنوز بخش زیادی از آنها بر جای ماندهاند. در نمای بناهای موجود در محوطه چغازنبیل آجرهای كتیبهداری با خطوط میخی ایلامی و اَكَدی به كار رفتهاند. این آجرها روی بدنههای ذیقورات به فاصله هر ده رج تكرار شده است. در این آجرها نام و نسب شاه سازنده بنا ذكر شده و در آن مشخص شده كه این بنا چگونه و به چه منظوری ساخته شده است. به این ترتیب هزاران آجر ساده و کتیبهدار بناهای شهر را تزیین میکردهاند. علاوه بر این از آجرهای لعابدار، ملات قیر طبیعی، اندودهای گچی و گل میخهای سفالین استفاده زیادی شده است.
درهای معابد و كاخها از چوب بوده كه با میلههای شیشهیی تزیین میشدهاند. طی حفاریهای به عمل آمده قطعاتی از مجسمههای سفالین و لعابدار گاوهای نر که از دروازههای ورودی بنای ذیقورات محافظت مینمودند، به دست آمدهاند. ظروف مختلف سفالی و سنگی، مهرهای استوانهیی، اشیای فلزی، پیکرکهای سفالین و اشیای تزیینی از جمله دیگر آثار به دست آمده از این محوطه است.





